اقتصاد دورانی

اقتصاد دورانی : تولید پاک و توسعه پایدار

اقتصاد دورانی Circular economy یک سیستم اقتصادی با هدف کاهش ضایعات و مصرف پیوسته منابع است. این رویکرد با هدف دستیابی به آماج نهایی توسعه پایدار پایه‌ریزی شده است. با افزایش گرمایش زمین، تولید، مصرف‌گرایی و همزمان کاهش منابع تجدیدناپذیر، مدیریت تولید و عملیات با چالشی جهانی روبرو شده است. مفهوم پایداری و توسعه پایدار نیز در پاسخ به همین چالش جهانی مطرح شده است. در همین راستا مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها نیز افزایش پیدا کرده است. شرکت‌ها برای پاسخگویی به مطالبات اجتماعی به دنبال راهکارهایی عملیاتی بوده‌اند. اقتصاد دورانی رویکردی کاربردی و نظام‌مند است که می‌تواند همان راهکار عملیاتی گم‌شده باشد. این رویکرد از طریق مدیریت ضایعات می‌کوشد تا مصرف بهینه را برای سازمان به همراه آورد.

اقتصاد دورانی پیوستاری است که از اقتصادی خطی شروع می‌شود و در نهایت به صورت حلقه‌ای ختم می‌شود. شرکت‌های تولیدی جایی در این پیوستار هستند. هرچه به سطح بالاتری بروند در آن صورت دستیابی به اهداف بهینگی اقتصادی بیشتر خواهد بود. در یک سوم ابتدایی این پیوستار رویکردهای استفاده بهینه از مواد اولیه قرار دارد. در یک سوم میانی تمرکز بر استفاده بیشتر و دوام محصولات است. در نهایت نیز تولید و عملیات هوشمند قرار دارد. کارخانه‌های هوشمند به مدد انقلاب صنعتی نسل چهارم می‌توانند به اهداف تولید پاک از منظر اقتصاد چرخشی دست پیدا کنند. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله کوشش شده است تا مفهوم اقتصاد دورانی تشریح گردد.

تعریف اقتصاد دورانی و ابعاد آن

اقتصاد چرخشی یا دورانی یک نظام اقتصادی است که هدف آن کمینه کردن ضایعات و بیشترین استفاده از منابع است. این رویکرد بازسازی کننده در مقابل رویکرد سنتی اقتصاد خطی قرار می‌گیرد که در آن مدل تولید به صورت «دریافت مواد اولیه، تولید و دور انداختن» است. در یک نظام چرخشی، مصرف منابع ورودی، ضایعات خروجی و هدررفت انرژی با بستن یا کوچک کردن حلقه‌های مواد و انرژی کمینه می‌شود. از طریق طراحی، نگهداری، تعمیر، استفاده مجدد، بازتولید و بازیافت می‌توان به صورت بلندمدت به این اهداف دست یافت. مدافعین این ایده ادعا می‌کنند که چنین دنیای پایداری به معنای حتا اندکی کاهش در سطح کیفیت زندگی مصرف‌کنندگان نیست و می‌توان بدون هزینه اضافی برای تولیدکنندگان (یا کاهش درآمدشان) آن را محقق کرد.

اقتصاد گردشی یک سیستم حلقه بسته است که در آن مواد خام، اجزا و محصولات نهایی تا حد ممکن با کمترین مصرف انرژی و اتلاف بکار گرفته می‌شوند. مدل‌های کسب‌وکار با محوریت اقتصاد چرخشی می‌توانند به سودآوری مدل‌های خطی باشند. همچنین امکان استفاده از محصولات و خدمات مشابه را فراهم می‌کنند.
جوز پاتینگ

مفهوم اقتصاد دورانی با مطالعه جوز پاتینگ José Potting مطرح گردید. در این مطالعه ۱۰ مقوله برای دستیابی به اهداف تولید با حداقل ضایعات مطرح گردیده است. این عوامل با عنوان ۱۰R شناخته می‌شوند که عبارتند از:

  • حذف (R0 = Refuse)
  • تفکر مجدد (R1 = Rethink)
  • کاهش (R2 = Reduce)
  • استفاده مجدد (R3 = Reuse)
  • تعمیر (R4 = Repair)
  • به‌روزرسانی (R5 = Refurbish)
  • تولید مجدد (R6 = Remanufacture)
  • هدف جدید (R7 = Repurpose)
  • بازیافت (R8 = Recycle)
  • بازپروری (R9 = Recover)
ده عامل زیربنایی اقتصاد دورانی

ده عامل زیربنایی اقتصاد دورانی

تاریخچه اقتصاد چرخشی

کنث بالدینگ در سال ۱۹۶۶ تلاش‌هایی جهت ایجاد آگاهی در خصوص تفاوت‌های میان “اقتصاد باز” و اقتصاد بسته ارائه کرد. منظور از اقتصاد باز بیشمار منابع ورودی و خروجی در یک حلقه باز است و اقتصاد بسته که منابع ورودی و خروجی در آن به هم متصل هستند. مقاله‌ای که او تحت عنوان «اقتصاد سفینه فضایی زمین در آینده» نوشت اغلب به عنوان اولین مرجعی که به اقتصاد چرخشی اشاره کرد، در نظر گرفته می‌شود؛ حتا با وجود اینکه بالدینگ از این عبارت به صورت مستقیم استفاده نکرده بود.

اقتصاد دورانی بر مطالعه سیستم‌های غیرخطی مبتنی بر بازخورد استوار است. فهمی که در عصر حاضر از اقتصاد چرخشی وجود دارد و کاربردهای عملی آن در نظام‌های اقتصادی با به‌کارگیری ویژگی‌های گوناگون و تاثیرپذیری از ایده‌های مختلف که البته همه در ایده حلقه بسته مشترکند، شکل گرفته است. برخی از این تاثیرات شامل ایده زگهواره تا گهواره (در مقابل مفهوم ز گهواره تا گور)، قوانین بوم‌شناسی، اقتصاد حلقه‌بسته و عملکردمحور، طراحی بازسازی کننده، بوم‌شناسی صنعتی، طراحی مبتنی بر محیط زیست و اقتصاد آبی.

اقتصاد چرخشی سپس در سال ۱۹۸۹ توسط اقتصاددان‌های محیط زیست بریتانیایی، David Pearce و Kerry Turner توسعه داده شد. این دو در کتاب اقتصاد منابع طبیعی و محیط زیست، به این مسئله اشاره کردند که یک اقتصاد سنتی با حلقه باز بدون هیچ گونه تمایلی به بازیافت توسعه داده شد و این طرز فکر را می‌توان در برخوردش با طبیعت به عنوان مکانی برای انتقال ضایعات مشاهده کرد.

تیم جکسون در ابتدای دهه ۱۹۹۰ اساسی برای این رویکرد جدید نسبت به تولید صنعتی را در مجموعه‌ای تحت عنوان استراتژی‌های تولید پاک گردآوری کرد که شامل چند بخش اختصاصی از نویسندگان برجسته این حوزه می‌شد. در آن زمان از این مفهوم هنوز تحت عنوان مدیریت زیست‌محیطی پیشگیرانه یاد می‌شد. اما کتاب بعدی وی تحت عنوان دغدغه‌های مواد – آلودگی، سود و کیفیت زندگی این یافته‌ها را با مانیفستی برای تغییر در راستای دور کردن تولید صنعتی از یک سیستم خطی به سوی اقتصاد چرخشی هم‌گام سازد.

خلاصه و جمع‌بندی

به نظر می‌رسد که اقتصاد چرخشی از نظام اقتصاد خطی فعلی، پایدارتر باشد. چرا که منابع مورد استفاده و ضایعات و هدررفت انرژی را کاهش می‌دهد، منابع را حفظ می‌کند و به کاهش آلودگی‌های زیست‌محیطی کمک می‌کند. با این حال، برخی این گونه استدلال کرده‌اند که چنین فرضیاتی ساده‌انگارانه است و پیچیدگی نظام‌های موجود و بده‌بستان‌های احتمالی میان آن‌ها در نظر گرفته نشده است. برای مثال ابعاد اجتماعی پایداری به نظر تنها مسئله‌ای است که به عنوان منافع اقتصاد چرخشی در رسانه‌ها منتشر شده است. مواردی وجود دارند که نیاز به استراتژی‌های متفاوتی دارند؛ مانند خرید تجهیزات جدید با مصرف بهینه انرژی. این رویکرد با اهداف تولید ناب بسیار نزدیک است.

اقتصاد دورانی مزایای بسیار زیادی دارد و در تولید و عملیات از اثربخشی بسیار بالایی برخودار است. البته باید توجه داشت اثبات شی نفی ماعدا نمی‌کند. به عبارت دیگر اگر چه در این مقاله از اهمیت اقتصاد چرخشی صحبت شد و مزایای آن برشمرده شد. اما این به آن معنا نیست که سایر روش‌های تولید و عملیات اشتباه هستند. یا نظام‌های اقتصادی دیگر زیر سوال نرفته است. بلکه تنها کوشش شد نظام چرخشی به عنوان یک رویکرد اثربخش و توانمند در تولید و عملیات تشریح و مفهوم‌سازی شود.

منبع: اقتصاد دورانی و نقش آن در تولید پاک و توسعه پایدار به قلم آرش حبیبی