مطالعه زمان و حرکت

مطالعه زمان و حرکت (Time and Motion Study)رویکردی نظام‌مند برای تحلیل روش انجام کار، حرکات اجرایی و زمان موردنیاز با هدف بهبود عملکرد و افزایش کارایی است. این رویکرد با حذف حرکات زائد، بهینه‌سازی روش انجام کار و تعیین زمان استاندارد، نقش مهمی در بهبود کارایی مدیریت تولید و عملیات دارد. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، «مطالعه زمان و حرکت» مفهوم‌سازی و تعریف خواهد شد.

تعریف مطالعه زمان و حرکت

مطالعه زمان و حرکت (Time and Motion Study) رویکردی نظام‌مند برای بررسی روش انجام کار، حرکات موردنیاز و زمان اجرای فعالیت‌ها است. هدف اصلی آن بهبود روش انجام کار، حذف فعالیت‌های غیرضروری و تعیین زمان مناسب برای اجرای عملیات است. این رویکرد از مباحث کلاسیک مطالعه کار به‌شمار می‌رود و در مدیریت صنعتی و مهندسی صنایع کاربرد گسترده‌ای دارد.

کارسنجی (Work Measurement) به مجموعه روش‌هایی گفته می‌شود که برای تعیین زمان لازم جهت انجام یک فعالیت مشخص در سطح عملکرد تعریف‌شده به کار می‌روند. هدف کارسنجی، تعیین زمان استاندارد برای انجام فعالیت است. اطلاعات حاصل از کارسنجی در برنامه‌ریزی تولید، تعیین ظرفیت، تخصیص نیروی انسانی، برآورد هزینه و ارزیابی بهره‌وری کاربرد دارد.

زمان‌سنجی (Time Study) یکی از روش‌های کارسنجی است. در این روش، یک فعالیت به عناصر کاری مشخص تقسیم می‌شود و زمان اجرای هر عنصر مورد مشاهده و اندازه‌گیری قرار می‌گیرد. سپس با در نظر گرفتن سطح عملکرد اپراتور و زمان‌های مجاز، زمان استاندارد فعالیت تعیین می‌شود. بنابراین، زمان‌سنجی را نباید مترادف کارسنجی دانست؛ بلکه یکی از تکنیک‌های آن است.

حرکت‌سنجی (Motion Study) به مطالعه نظام‌مند حرکات انسان، تجهیزات و مواد در جریان انجام کار گفته می‌شود. هدف آن شناسایی و حذف حرکات غیرضروری، ساده‌سازی حرکات ضروری و طراحی روش کارآمدتر برای انجام فعالیت است. در حرکت‌سنجی، نحوه استقرار ابزارها، ترتیب حرکات، وضعیت محل کار و تعامل انسان با تجهیزات مورد بررسی قرار می‌گیرد.

مطالعه زمان و حرکت از ترکیب این دو دیدگاه شکل می‌گیرد. مطالعه حرکت در پی یافتن روش بهتر انجام کار است و مطالعه زمان، مدت لازم برای اجرای آن را بررسی می‌کند. ترکیب این دو رویکرد می‌تواند به کاهش اتلاف، استانداردسازی عملیات، بهبود طراحی شغل و افزایش بهره‌وری نظام تولید منجر شود.

تاریخچه کارسنجی و زمان‌سنجی

ریشه مطالعه زمان و حرکت به شکل‌گیری مدیریت علمی در اوایل قرن بیستم بازمی‌گردد. فردریک تیلور با تجزیه فعالیت‌ها و اندازه‌گیری زمان انجام آنها، بنیان مطالعه زمان را تقویت کرد. او دیدگاه‌های خود را در کتاب‌های مدیریت کارگاه در سال ۱۹۰۳ و اصول مدیریت علمی در سال ۱۹۱۱ مطرح کرد.

فرانک و لیلیان گیلبرت (Frank and Lillian Gilbreth) مطالعات تیلور را از منظر حرکات کاری توسعه دادند. آنها با تجزیه فعالیت‌ها به حرکات بنیادی و معرفی مفهوم تربلیگ (Therblig)، زمینه توسعه مطالعه حرکت را فراهم کردند. هدف اصلی این مطالعات، حذف حرکات زائد و یافتن روش کارآمدتر برای انجام کار بود.

هنری گانت (Henry Gantt) نیز در همین دوره با توسعه نمودار گانت، برنامه‌ریزی تولید و کنترل فعالیت‌ها، به تکامل مدیریت علمی کمک کرد. در ادامه، مطالعات زمانی تیلور و مطالعات حرکتی گیلبرت‌ها در قالب مطالعه زمان و حرکت به یکدیگر نزدیک شدند. امروزه این رویکرد در طراحی شغل، تعیین زمان استاندارد و بهبود بهره‌وری کاربرد دارد.

اصول مطالعه زمان

مطالعه زمان (Time Study) با هدف اندازه‌گیری مدت لازم برای انجام یک فعالیت و تعیین زمان استاندارد انجام می‌شود. این مطالعه باید بر یک روش کاری مشخص و تثبیت‌شده استوار باشد. شرایط محیط کار، ویژگی‌های فعالیت و سطح عملکرد اپراتور نیز باید در محاسبات مورد توجه قرار گیرند.

اصول و مراحل اصلی مطالعه زمان عبارت‌اند از:

  • انتخاب فعالیت: تعیین فعالیت یا فرایندی که نیازمند اندازه‌گیری و بررسی است.
  • استانداردسازی روش کار: مشخص کردن روش مناسب انجام کار پیش از اندازه‌گیری زمان.
  • تقسیم کار به عناصر: تجزیه فعالیت به عناصر کوتاه، مشخص و قابل‌اندازه‌گیری.
  • اندازه‌گیری زمان: ثبت زمان اجرای عناصر کار در چند چرخه متوالی.
  • ارزیابی عملکرد: تعدیل زمان مشاهده‌شده با توجه به سطح عملکرد اپراتور.
  • تعیین زمان نرمال: محاسبه زمان موردنیاز برای انجام کار در سطح عملکرد معیار.
  • درنظرگرفتن زمان‌های مجاز: افزودن زمان لازم برای استراحت، خستگی و وقفه‌های اجتناب‌ناپذیر.
  • تعیین زمان استاندارد: محاسبه زمان نهایی مورد انتظار برای انجام فعالیت.

مطالعه زمان تنها به ثبت مدت انجام کار محدود نمی‌شود. هدف اصلی، دستیابی به یک معیار زمانی معتبر برای برنامه‌ریزی و کنترل عملیات است. زمان استاندارد حاصل می‌تواند در برنامه‌ریزی تولید، تعیین ظرفیت، تخصیص نیروی انسانی و ارزیابی بهره‌وری مورد استفاده قرار گیرد.

اصول مطالعه حرکت

مطالعه حرکت (Motion Study) بر چگونگی انجام فعالیت تمرکز دارد. در این روش، حرکات انسان، ابزار، تجهیزات و مواد بررسی می‌شوند تا حرکات غیرضروری حذف و روش انجام کار ساده‌تر شود. هدف، انجام فعالیت با کمترین حرکت زائد، خستگی و اتلاف منابع است.

اصول اصلی مطالعه حرکت عبارت‌اند از:

  • حذف حرکات زائد: شناسایی و کنارگذاشتن حرکاتی که ارزش عملیاتی ایجاد نمی‌کنند.
  • کاهش تعداد حرکات: ساده‌سازی فعالیت و ترکیب حرکات در صورت امکان.
  • کوتاه‌کردن مسیر حرکت: کاهش فاصله جابه‌جایی کارکنان، مواد و ابزارها.
  • ترتیب منطقی حرکات: تنظیم مراحل کار براساس یک توالی ساده و پیوسته.
  • استفاده هماهنگ از بدن: کاهش حرکات دشوار، نامتعادل و خسته‌کننده.
  • طراحی مناسب ایستگاه کار: قرار دادن ابزار و مواد در محل مناسب و در دسترس.
  • توجه به ارگونومی: سازگارکردن محیط و تجهیزات با توانایی‌ها و محدودیت‌های انسانی.
  • استانداردسازی روش: تثبیت بهترین روش شناسایی‌شده برای انجام فعالیت.

مطالعه زمان و مطالعه حرکت مکمل یکدیگر هستند. مطالعه حرکت ابتدا به دنبال یافتن روش بهتر انجام کار است و مطالعه زمان، مدت استاندارد اجرای آن روش را تعیین می‌کند. به‌کارگیری هم‌زمان این اصول زمینه کاهش اتلاف، بهبود شرایط کار و افزایش بهره‌وری را فراهم می‌سازد.

سخن پایانی

مطالعه زمان و حرکت از ابزارهای بنیادی برای بهبود روش انجام کار و افزایش کارایی و بهره‌وری است. مطالعه حرکت بر حذف حرکات زائد و ساده‌سازی روش کار تمرکز دارد. همچنین مطالعه زمان نیز مدت استاندارد اجرای فعالیت را تعیین می‌کند. ترکیب این دو رویکرد به کاهش اتلاف، استفاده بهتر از منابع و بهبود فرایندهای تولید کمک می‌کند. امروزه اصول مطالعه زمان و حرکت همچنان در مدیریت تولید، طراحی شغل، ارگونومی و بهبود فرایند کاربرد دارند. این رویکردها از دیرباز با تمرکز بر کارایی در انجام امور کوشش داشتند تا کارها در سریع‌ترین زمان ممکن انجام شود.

منبع: هایزر، جی؛ رندر، بری؛ و مانسون، چاک. مدیریت تولید و عملیات. انگلستان: پیرسون.