مدیریت ضایعات (Waste management) به کمینهسازی، گردآوری، تفکیک و بازیابی ضایعات خشک ناشی از تولید اشاره دارد. این فرایند در کاهش هزینهها، استفاده بهینه از منابع و بهبود عملکرد پایدار سازمان اهمیت دارد. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، مدیریت ضایعات مفهومسازی و تعریف خواهد شد.
تعریف مدیریت ضایعات
مدیریت ضایعات مجموعهای از فعالیتهای برنامهریزیشده برای شناسایی، اندازهگیری، کنترل، کاهش، استفاده مجدد، بازیافت و دفع مناسب مواد زائد است. ضایعات ممکن است در مراحل تامین مواد اولیه، تولید، بستهبندی، نگهداری، حملونقل یا مصرف ایجاد شوند. هدف اصلی این رویکرد، جلوگیری از اتلاف منابع و کاهش میزان مواد زائدی است که بدون ایجاد ارزش از فرایند خارج میشوند.
از دیدگاه علمی، مدیریت ضایعات بر مجموعهای از اصول پیشگیرانه و اصلاحی استوار است. در این زمینه، سلسلهمراتب مدیریت پسماند بر پیشگیری و کاهش تولید ضایعات در مبدأ تأکید دارد. پس از آن، استفاده مجدد، بازیافت، بازیابی و در نهایت دفع مناسب مورد توجه قرار میگیرند. رویکردهایی مانند تولید ناب، اقتصاد چرخشی و تولید پاک نیز با کاهش اتلاف مواد و افزایش بهرهوری منابع ارتباط نزدیکی دارند.
مدیریت ضایعات به معنای ایجاد سازوکاری برای اندازهگیری جریان مواد و شناسایی نقاط ایجاد اتلاف است. سازمان باید نوع، مقدار و منشأ ضایعات را مشخص کند. سپس اقدامات اصلاحی متناسب با هر بخش را توسعه دهد. بهبود فرایندها، آموزش کارکنان، نگهداری تجهیزات و استفاده از فناوری مناسب میتواند میزان ضایعات را کاهش دهد و بهرهوری عملیاتی را افزایش دهد.
مقایسه ضایعات، پسماند، سربار و اتلاف
ضایعات (Waste): اتلاف مواد، زمان، انرژی، ظرفیت یا سایر منابع در فرایندهای سازمانی و تولیدی که ارزش افزودهای برای مشتری یا سازمان ایجاد نمیکند. ضایعات مفهومی نسبتاً گسترده است و لزوماً به مواد فیزیکی محدود نیست.
پسماند (Residual Waste): مواد و بقایای فیزیکی باقیمانده از فرایند تولید، مصرف یا ارائه خدمات که دیگر در همان فرایند اصلی مورد استفاده قرار نمیگیرند و باید بازیافت، بازیابی، دفع یا مدیریت شوند.
سربار (Overhead): شامل هزینههای غیرمستقیم فعالیت سازمان است که نمیتوان آنها را بهطور مستقیم به یک محصول، خدمت یا واحد مشخص نسبت داد. مانند هزینههای اداری، اجاره، نگهداری و استهلاک عمومی.
دورریز (Scrap): مواد یا قطعات باقیمانده از فرایند تولید که کاربرد اصلی خود را از دست دادهاند، اما ممکن است دارای ارزش بازیافتی یا فروش باشند.
دوبارهکاری (Rework): فعالیت اضافی موردنیاز برای اصلاح محصول یا خروجی معیوب و رساندن آن به سطح استاندارد است.
اتلاف (Loss): کاهش یا از دست رفتن منابع، مواد، انرژی، زمان یا منافع اقتصادی در نتیجه ناکارآمدی، حوادث یا فرایندهای نامطلوب است.
این مفاهیم با یکدیگر مرتبطاند، اما مترادف نیستند. ضایعات گستردهترین مفهوم مدیریتی در این مجموعه است و هر نوع مصرف منابع بدون ایجاد ارزش را دربرمیگیرد؛ در حالی که پسماند بیشتر ناظر بر بقایای فیزیکی فعالیتهاست. دورریز معمولاً بخشی از مواد تولیدی است که دیگر قابلیت استفاده اصلی ندارد. در مقابل، سربار اساساً ضایعات محسوب نمیشود؛ سربار یک مفهوم حسابداری و مدیریت هزینه است. بنابراین برای مباحث مدیریت تولید، بهتر است «ضایعات»، «پسماند» و «سربار» بهعنوان سه مدخل مستقل نگهداری شوند.
ضایعات تولید
ضایعات به واحدهایی اطلاق میشود که شرایط استاندارد تولید را نداشته و از عملیات تولید کنار گذاشته و یا به ارزش قراضه به فروش میرسند. این مسئله در اثر عواملی مانند نامناسب بودن مواد خام نامرغوبی یا عدم مهارت کارگران ایجاد میشود.
برمبنای مطالعات میدانی شینگو (۱۹۹۲) ضایعات در هفت گروه طبقهبندی میشود:
- ضایعات مربوط به تولید مازاد بر ظرفیت
- ضایعات مربوط به فرآیند
- ضایعات مربوط به موجودی
- ضایعات مربوط به حملونقل
- ضایعات مربوط به تولید محصولات معیوب
- ضایعات مربوط به تأخیرهای زمانی
- ضایعات مربوط به حرکت و کار سیستمهای تولیدی
در طی مراحل تولید به طور معمول مواردی مانند تبخیر شدن، شکست و صدمه دیدن، آب رفتگی و سایر موارد مشابه ممکن است روی دهد. این باعث ضایع شدن و از بین رفتن بخشی از کالای در جریان تولید گردد که به آن ضایعات تولید گویند. بروز ضایعات باعث کاهش اثربخشی سیستم میشود.
این ضایعات میتواند همراه با خرابیهای اضطراری، کاهش زمانکار مفید ناشی از آماده سازی و تنظیم تجهیزات وکاهش زمانکار مفید ناشی از کار بدون تولید و توقفهای در ضمن کار باشد. به منظور کاهش اثرات ضایعات مزبور در اثر بخشی باید به نحوه مقابله با معضلات مزبور توجه زیاد کرد.
اهمیت مدیریت ضایعات
مدیریت ضایعات به سازمان کمک میکند منابع خود را کارآمدتر مصرف کند. این رویکرد هزینههای ناشی از اتلاف مواد را کاهش میدهد. همچنین عملکرد زیستمحیطی سازمان را بهبود میبخشد.
- کاهش مصرف مواد اولیه
- کاهش هزینههای تولید
- افزایش بهرهوری منابع
- کاهش حجم پسماند
- افزایش بازیافت و استفاده مجدد
- کاهش آلودگیهای زیستمحیطی
- بهبود فرایندهای تولید
- افزایش انطباق با الزامات زیستمحیطی
- تقویت عملکرد پایدار سازمان
این مفهومی کانونی در رویکردهای تولید ناب و زنجیره تامین ناب در راستای نیل به اهداف پایداری و توسعه پایدار است. کنترل ضایعات تنها به مدیریت مواد زائد پس از تولید محدود نمیشود. پیشگیری از ایجاد ضایعات اهمیت بیشتری دارد. شناسایی منشأ اتلاف میتواند زمینه اصلاح فرایندها و کاهش هزینهها را فراهم سازد.
راهکارهای مدیریت ضایعات
این راهکارها به ترتیب اولویت عبارتند از:
حذف: جلوگیری کامل از ایجاد ضایعات با بکارگیری روشها، تجهیزات و تدابیری که منجر به افزایش بازده تولید، حفظ منابع و مواد اولیه پبیشگیری از اتلاف انرژی میگردد.
کاهش در منبع تولید: اجتناب از تولید بی رویه ضایعات و همچنین کاهش و یا حذف آن از طریق تغییرات در فرآیند.
بازیافت: استفاده مجدد از ضایعات به منظور بکارگیری احیاء و دوباره آنها بعنوان مواد اولیه و جلوگیری از اتلاف انرژی
تصفیه: کلیه اقداماتی است که در جهت از بین بردن و یا جداسازی عناصر سمی و موجود در ضایعات و خنثی سازی ضایعات و در نهایت تبدیل آنها به مواد کم خطر، صورت میپذیرد.
دفع: انتقال کنترل شده و مطمئن ضایعات ممکن است با اقداماتی نظیر کاهش حجم، قراردادن در ظروف مخصوص، جداسازی محل دفن، و نگهداری یا پایش همراه باشد. روشهای ذکر شده در مدیریت بر ضایعات، بیانگر این موضوع است که روشهای حذف و کاهش ضایعات در منبع و یا بازیافت آنها، بسیار منطقی تر از روشهای پر هزینهای چون تصفیه و دفع ضایعات تولیدی است.
استانداردهای مدیریت ضایعات
اگر چه تحلیل ضایعات به عنوان موضوعی جدید مورد توجه قرار گرفته است، اما میتوان پیشبینی نمود که با توجه به الزامات استانداردهای بینالمللی کیفیت ISO 9000 و QS 9000 در طی ۵ تا ۱۰ سال آینده این موضوع به پراهمیتترین ابزار “محصولگرا” در صنایع گوناگون مبدل گردد.
سیستم کارامد دیگر برای کاهش ضایعات، سیستم پنج سین یا ۵ اس است که مخفف پنج واژه ژاپنی است :
سوا کردن: یعنی جدا کردن و دور ریختن اقلام غیر ضروری که فضایی را در محیط کار اشغال میکنند و موجب از بین رفتن کارایی میشوند .
ساماندهی : یعنی مرتب کردن اقلام مورد نیاز به نحوی که به آسانی بتوان به آنها دسترسی پیدا کرد.
سپیدی و پاکیزگی: یعنی ایجاد محیط کاری تمیز و پاکیزه که موجب کارایی بیشتر میشود.
سعی در حفظ وضع مطلوب : یعنی جلوگیری از به هم خوردن نظم و نظافت محیط کار با استفاده از روشهای استانداردسازی.
سازمان یافتگی: یعنی آموزش شیوههای درست کار به افراد و ایجاد عادت صحیح به جای عادت نادرست در آنها
هدف پنج اس، ایجاد ساختاری است برای بهسازی و آراستگی محیط کار و ایمن سازی آن است.
سخن پایانی
مدیریت ضایعات بخش مهمی از مدیریت عملیات و پایداری سازمان است. این رویکرد بر پیشگیری از اتلاف منابع تأکید دارد. کاهش ضایعات در مبدأ اولویت اصلی است. استفاده مجدد و بازیافت نیز اهمیت زیادی دارند. مدیریت صحیح میتواند هزینههای تولید را کاهش دهد. همچنین بهرهوری منابع را افزایش میدهد. پیامدهای زیستمحیطی نیز محدود میشوند. در نتیجه، مدیریت اثربخش ضایعات به بهبود عملکرد اقتصادی و زیستمحیطی سازمان کمک میکند.
منبع: هایزر، جی؛ رندر، بری؛ و مانسون، چاک. مدیریت تولید و عملیات. انگلستان: پیرسون.