تحقیق توصیفی

تحقیق توصیفی (غیرآزمایشی)

تحقیق توصیفی شامل مجموعه روش‌هایی است که هدف آنها توصیف شرایط یا پدیده‌های مورد بررسی است. تحقیق توصیفی یک روش تحقیق علمی است که بدون دخالت پژوهشگر در متغیرها صورت می‌گیرد. اجرای تحقیق توصیفی صرفاً برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری رساندن به فرایند تصمیم‌گیری باشد. بیشتر تحقیقات علوم رفتاری را در زمره تحقیق توصیفی به شمار آورد. این نوع تحقیق را می‌توان به منظور یافتن پاسخ سوال‌هایی از نوع وضعیت متغیرها یا الگوی روابط بین آنها بکار برد. بطور کلی انواع روش تحقیق از منظر نحوه گردآوری داده‌ها به دو دسته تحقیق آزمایشی و توصیفی (غیرآزمایشی) تقسیم می‌شوند.

تحقیق توصیفی که گاهی به عنوان تحقیق غیرتجربی نامیده می‌شود، با روابط بین متغیرها،‌ آزمودن فرضیه‌ها، ‏پروراندن مفاهیم و قوانین کلی، اصول و یا نظریه‌هائی که دارای روائی جهان شمول است، سروکار دارد. چنین ‏تحقیقی به روابط تابعی ‏ توجه دارد. انتظار می‌رود که اگر متغیرx‏ به طور سیستماتیک با متغیر‏y‏ مربوط باشد، ‏احتمال پیش‌بینی پدیده‌ای امکان‌پذیر بوده و نتایج حاصل احتمالاً فرضیه جدیدی را مطرح می‌کند که باید مورد ‏آزمایش قرار گیرد. برخلاف طرح تجربی، پژوهشگر در اجرای یک طرح تحقیق توصیفی، متغیرها را دست‌کاری نمی‌کند ‏و یا برای وقوع رویدادها، شرایطی را به وجود نمی‌آورد. در واقع، اگر هیچگونه مشاهده یا تحلیلی نیز انجام ‏نمی‌گرفت، وقایعی که مشاهده و توصیف می‌شوند اتفاق می‌افتادند. تحقیق توصیفی شامل وقایعی است که قبلاً ‏اتفاق افتاده‌اند که ممکن است به وضعیت زمان حال ارتباط داده شوند.‏

اهمیت تحقیق توصیفی

تحقیقات توصیفی هم جنبۀ کاربردی و هم جنبۀ بنیادی دارد.

در بُعد کاربردی از نتایج این تحقیقات در تصمیم­گیری‌­ها و سیاست­گذاری‌­ها و همچنین برنامه‌­ریزی­‌ها استفاده می­‌شود. تصمیم­‌گیری­ و سیاست­‌گذاری در قلمرو کار مدیریت­ قرار دارد. کار مدیران جامعه، اعمّ از مدیران عالی سیاسی یا مدیران رده‌های پایین، چه در بخش دولتی و عمومی و چه در بخش خصوصی و شرکت­‌ها، تصمیم­‌گیری­ است. دانستن وضعیت حیطۀ مدیریت و تحول متغیرها برای تصمیم­گیری امری ضروری است و بدون آگاهی از وضع جامعه، گرایش‌­ها، ویژگی­‌ها، کیفیت متغیرها و نیز عوامل مؤثر در حیطۀ مدیریت نمی­توان تصمیم‌­گیری و سیاست­‌گذاری نمود. برای آگاهی از این امور تحقیقات توصیفی ضرورت دارد.

تحقیقات توصیفی در بُعد بنیادی به کشف حقایق و واقعیت­های جهان خلقت می­انجامد. این تحقیقات در علوم پایه، مانند فیزیک، شیمی، زیست­شناسی، زمین­شناسی، ژنتیک، جغرافیا، روان­شناسی، جامعه­شناسی و اقتصاد به کشف حقایق علمی و دستیابی به انبوهی از معلومات کلی به روش استقرایی منجر می­شود. ذکر این نکته ضروری است که کشف قوانین علمی و روابط علت و معلولی یا همبستگی بین متغیرها و عوامل به عنوان گزاره­های کلی، از طریق تحقیقات توصیفی امکان­پذیر نیست.

گونه‌شناسی تحقیق توصیفی

در تحقیقات توصیفی پژوهشگر می­تواند به ارزیابی شرایط کار، موقعیت پدیده، روش­های کار، عقاید و اطلاعات جمعیت­شناسانه بپردازد و در صورت لزوم روابط بین متغیرهای مورد مطالعه را بررسی و شناسایی کند. در این تحقیقات نوعاً از روش­های مطالعۀ کتابخانه­ای و بررسی متون و محتوای مطالب و نیز روش­های میدانی نظیر پرسش­نامه، مصاحبه و مشاهده استفاده می­شود. این گونه تحقیقات از نظر شیوۀ نگرش و پرداختن به مسئلۀ تحقیق به دو دسته تقسیم می­شود:

تحقیقات توصیفی محض : پژوهشگر صرفاً به کشف و تصویرسازی ماهیت، ویژگی­ها و وضعیت موجود موضوع و مسئله تحقیق می­پردازد.

تحقیقات توصیفی- تحلیلی : پژوهشگر علاوه بر تصویرسازی آنچه هست به تشریح و تبیین دلایل چگونه بودن و چرایی وضعیت مسئله و ابعاد آن می­پردازد. پژوهشگر برای تبیین و توجیه دلایل، نیاز به تکیه­گاه استدلالی محکمی دارد. این تکیه­‌گاه از طریق جستجو در ادبیات و مباحث نظری تحقیق و تدوین گزاره­ها و قضایای کلی موجود دربارۀ آن فراهم می­شود که معمولاً در فصل مربوط به سوابق و مباحث نظری تحقیق تدوین می­گردند. پژوهشگر از نظر منطقی جزئیات مربوط به مسئله تحقیق خود را با گزاره­های کلی مربوطه ارتباط می­دهد و به نتیجه­گیری می­پردازد. نکتۀ قابل توجه این است که هر کدام از تحقیقات مزبور در جای خود ارزش علمی دارد.

از ویژگی­‌های تحقیق توصیفی این است که پژوهشگر دخالتی در موقعیت، وضعیت و نقش متغیرها ندارد و آنها را دستکاری یا کنترل نمی­کند و صرفاً آنچه را وجود دارد مطالعه کرده، به توصیف و تشریح آن می­پردازد. همچنین، تحقیقات توصیفی ممکن است به کشف قوانین و ارائه نظریه منتهی شود؛ این سخن بدان معناست که از طریق این گونه تحقیقات شناخت­های کلی حاصل می­شود.

نتیجه‌گیری

در تحقیقات توصیفی پژوهشگر به دنبال چگونه بودن موضوع است. در واقع می­خواهد بداند پدیده، متغیر، شیء یا مطلب چگونه است. به عبارت دیگر، این تحقیق وضع موجود را بررسی می­‌کند. به توصیف منظم و نظام­‌دار وضعیت فعلی آن می­پردازد. ویژگی‌­ها و صفات آن را مطالعه و در صورت لزوم ارتباط بین متغیرها را بررسی می­‌نماید. به طور کلی، این گونه تحقیقات ارزش علمی بالایی دارد. می­‌تواند به کشف حقایق و ایجاد شناخت کلی و تدوین قضایای کلی در تمامی علوم و معارف بشری منجر شود، هر چند بعضی از تحقیقات توصیفی که ماهیت انفرادی و موردی دارد، به ایجاد شناخت و قضیه کلی منتهی نمی‌­شود.

برای برنامه­‌ریزی نیز تحقیقات توصیفی باید انجام شود. برنامه‌­ریزی برای امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، اداری، امنیتی یا فضایی-­ جغرافیایی پدیده­ای است. این روش متضمن پیش­بینی و برآورد است و با درجه­‌ای از احتمال از نظر امکان وقوع همراه است. برای پیش­بینی و برآورد وضع آتی و آیندۀ امری که موضوع برنامه­‌ریزی است. دانستن وضع گذشته و حال آن امر یا موضوع و نیز آگاهی بر رفتار متغیرها و پارامترها و تعیین ضریب تغییرات آنها و شاخص­سازی برای برآورد و پیش­بینی آنها ضرورت دارد. دستیابی به این شاخص­ها و تبیین وضع موجود و استوارسازی آینده بر پایۀ وضع موجود مستلزم تحقیقات توصیفی است تا بتوان آن را برای برنامه‌­ریزی تصویرسازی کرد.