روش پژوهش (Research Methodology) کوششی نظاممند و برنامهای ساختارمند است که پژوهشگر جهت دستیابی به هدف مطالعه استفاده میکند. اگر یک مطالعه با روش علمی و مبتنی بر روش تحقیق صحیح صورت گیرد صحت و دقت دادههای برآورد شده بسیار بیشتر خواهد شد. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله، به مفهومسازی، تعریف و کاربرد «روش پژوهش» در مدیریت و علوم رفتاری پرداخته خواهد شد.
تعریف روش پژوهش
روش معادل فارسی واژه method (مشتق از واژه یونانی rσοО یعنی در طول و taεm یعنی راه) به معنای دقیق “در پیش گرفتن راهی” و یا معین کردن گامهایی است که برای رسیدن به هدف باید با نظمی خاص برداشت.
پژوهش و روش علمی اگر یک چیز نباشند کاملا نزدیک و وابسته به یکدیگرند. روش علمی یا روش پژوهش علمی، فرایند جستجوی منظم برای مشخص ساختن یک موقعیت نا معین است. در پایان باید اذعان نمود دستیابی به هدفهای علم یا شناخت علمی میسر نخواهد شد مگر زمانی که با روش شناسی درست صورت پذیرید. به عبارت دیگر پژوهش از حیث روش است که اعتبار مییابد نه موضوع پژوهش.
برخی را عقیده بر این است که علم همان روش است. در هر حال میتوان به خوبی پذیرفت که هیچ علمی فاقد روش نیست و دستآوردهای هر پژوهش علمی به همان نسبت حائز ارزشند که با روشهایی درست اخذ شده باشند.
از رهگذر پژوهش و تجربه است که نا آزموده در بوته آزمایش قرار میگیرد و در ژرفنای تاریک نا آگاهی، بارقه روشن اکتشاف و آگاهی تلألو مییابد. انتخاب یک روش پژوهش مناسب، پژوهشگر را تا حد زیادی در پیشگیری از بروز اشتباهات یاری میرساند. به کارگیری آزمونهای آماری مناسب با روش پژوهش منجر به حصول اطمینان از دقت و صحت نتایج بدست آمده میگردد.
هستیشناسی
هستیشناسی (Ontology) به بررسی چیستی واقعیت، ماهیت وجود و شیوه بودن پدیدهها میپردازد. هر پژوهش، پیش از آنکه به پرسشهای مربوط به شناخت یا روش بپردازد، ناگزیر بر برداشتی ضمنی یا صریح از واقعیت استوار است.
این برداشت تعیین میکند که پژوهشگر با چه نوع پدیدهای مواجه است، آن پدیده تا چه حد مستقل از ذهن انسان وجود دارد و چه نسبتی میان مشاهدهگر و واقعیت برقرار است. از این رو، هستیشناسی سنگبنای هر نظام روششناختی به شمار میآید.
در سطح روششناختی، هستیشناسی مشخص میکند که واقعیت واحد و مستقل از ذهن است یا متکثر و وابسته به تفسیر کنشگران. اگر واقعیت امری عینی، پایدار و مستقل از آگاهی انسان فرض شود، پژوهش بهسوی روشهایی سوق مییابد که بر اندازهگیری، کنترل و تعمیمپذیری تاکید دارند.
روشهای شناخت
شناختشناسی (Epistemology) به بررسی چیستی معرفت، امکان دستیابی به آن و شیوههای شناخت میپردازد. پس از طرح هستیشناسی بهعنوان بنیان روششناسی، اکنون باید به این پرسش بنیادین پرداخت که انسان چگونه میکوشد این واقعیت مفروض را بشناسد.
روشهای شناخت متعدد است و قدمتی به بلندای تاریخ بشر دارد زیرا انسان همیشه به دنبال پاسخی به پرسشها و نادانستههایش بوده است. وجه مشترک تمامی این شیوههای شناخت آن است که هر یک بر مجموعهای از پیشفرضها درباره واقعیت، انسان و امکان شناخت استوارند.
شناخت علمی (Scientific epistemology) یکی از شیوههای خاص و متاخر شناخت است که در آن انسان میکوشد با تکیه بر روش پژوهش علمی، به پرسشها و نادانستههای خود پاسخ دهد. تمایز اصلی شناخت علمی با دیگر شیوههای شناخت در نظاممندی، شفافیت، نقدپذیری و اتکای آن بر قواعد روشمند است.
فسلفه و پاردایم پژوهش
فلسفه پژوهش (Research Philosophy) به مجموعهای از پیشفرضهای بنیادین اشاره دارد که تعیین میکنند واقعیت چگونه تلقی میشود، شناخت چگونه ممکن است و کدام شیوه پژوهش برای پاسخ به پرسشهای علمی مناسبتر است.
در ادبیات روششناسی، مفاهیم «فلسفه پژوهش» و «پارادایم پژوهش» اغلب بهصورت همپوشان به کار میروند و در بسیاری از موارد ناظر بر یک مفهوم واحد هستند. هر دو اصطلاح به مجموعهای منسجم از پیشفرضهای فلسفی اشاره دارند که نحوه تلقی پژوهشگر از واقعیت، امکان شناخت و انتخاب روش پژوهش را تعیین میکنند.
در روش پژوهش با سه پاردایم اصلی مواجه هستیم:
اثباتگرایی (Positivism): یک فلسفه تحقیق تجربهگرایانه است که دانش راستین را تنها دانشی برخاسته از «تجربه حسی» انسان میداند. این شیوه از اندیشه بیشتر با مطالعات کاربردی و طرحهای پژوهش کمّی همسو است.
تفسیرگرایی (Interpretivism): یک فلسفه تحقیق است که بیان میدارد واقعیت و ذهنی بوده و به صورت اجتماعی ساخته میشود. این شیوه از اندیشه بیشتر با مطالعات بنیادی و طرحهای پژوهش کیفی همسو است.
پراگماتیسم (Pragmatism): یک فلسفه تحقیق است که با اعتراف به غیرممکن بودن اثبات بعضی مسائل، آنها را با توجّه به کاربردشان در زندگی انسان میپذیرد. این شیوه از اندیشه بیشتر با مطالعات توسعهای و طرحهای پژوهش آمیخته همسو است.
جهتگیری و هدف پژوهش
پس از تبیین مبانی فلسفی و پارادایم پژوهش، گام بعدی در صورتبندی منطقی هر پژوهش علمی، تعیین جهتگیری و هدف پژوهش است. در این مرحله، پژوهشگر مشخص میکند که دانش تولیدشده در چارچوب پارادایم انتخابشده، به چه منظوری و در چه جهتی بهکار گرفته خواهد شد.
انواع پژوهش علمی در مدیریت و علوم رفتاری براساس هدف عبارتند از:
پژوهش بنیادی (Basic or pure Research): با هدف تعمیق فهم نظری و گسترش مرزهای دانش انجام میشود و خروجی آن اغلب به تولید مفاهیم، چارچوبهای نظری یا تبیینهای انتزاعی منجر میگردد.
پژوهش کاربردی (Applied Research): معطوف به حل مسائل واقعی و عینی در سازمانها و نظامهای مدیریتی است. این نوع پژوهش دانش موجود را در خدمت تصمیمگیری و بهبود عملکرد قرار میدهد.
پژوهش توسعهای (Developmental Research): با تکیه بر دستاوردهای نظری و کاربردی پیشین، در پی اصلاح، تکمیل یا بومیسازی مدلها و ابزارهای موجود است و پیوندی میان نظریه و عمل برقرار میسازد.
رویکرد و شیوه استدلال
شیوههای استدلال در یک پژوهش علمی را به شیوههای قیاسی و استقرایی تقسیم میکنند. در برخی مطالعات و کتابها دستهبندی و مرز مشخصی بین این دو شیوه استدلال ترسیم شده است اما من معتقد هستم این مرزبندی اشتباه است.
یک پژوهش علمی بهصورت نمادین در دو مرحله انجام میشود. مرحله اول با استدلال قیاسی شروع میشود و در مرحله دوم با استدلال استقرائی به پایان میرسد:
گام نخست (استدلال قیاسی) : مبانی نظری و پیشینه پژوهش –> فرضیه سازی –> تدوین گویهها و سنجههای هر فرضیه
گام دو (استدلال استقرائی) : جمع آوری، تلخیص و تجزیه و تحلیل دادهها –> نتیجهگیری و فرضیه سازی
استراتژی و طرح پژوهش
طرح پژوهش (Research Design) نقشه راه کلی یک تحقیق علمی است که چارچوب انجام پژوهش را برای پژوهشگر روشن میسازد. همچنین مشخص میکند مسئله پژوهش چگونه مطالعه خواهد شد، چه رویکردی برای تولید دادهها مناسب است و منطق کلی تصمیمهای روششناختی بر چه اساسی شکل میگیرد.
طرح پژوهش میتواند در قالب سه رویکرد برنامهریزی شود:
- طرحهای کمی: پیمایشی، همبستگی یا پسرویدادی
- طرحهای کیفی: پدیدارشناسی، گراندد تئوری یا مطالعه موردی
- طرحهای آمیخته: اکتشافی، تبیینی، آشیانهای و مثلثی
تعیین استراتژی پژوهش یکی از تصمیمهای کلیدی در طراحی یک پژوهش علمی است که مسیر انتخاب طرح پژوهش را مشخص میسازد. از این منظر، استراتژی پژوهش برنامهای کلی و منسجم است که شیوههای گردآوری و تجزیهوتحلیل دادهها را در هماهنگی با فلسفه پژوهش و نوع مسئله تحقیق تعیین میکند.
جامعه آماری و نمونه آماری
شناسایی، تعریف و تعیین جامعه و نمونه یک گام اجرایی در روش پژوهش است. در صدر برنامهریزی هر مطالعه یا تحقیقی این سوال که حجم نمونه چقدر باید باشد قرار دارد. انتخاب نمونه بزرگتر از حد نیاز موجب اتلاف منابع میشود و انتخاب نمونههای خیلی کوچک منتج به نتایج غیرقابل اتکا میشود.
مجموعه واحدهائی که حداقل در یک صفت مشترک باشند یک جامعه آماری را تشکیل میدهند. نمونه آماری عبارت است از تعدادی از افراد جامعه که صفات آنها با صفات جامعه مشابه بوده معرف جامعه باشد و نمونهگیری نیز فرایند انتخاب نمونه است.
روشهای گوناگونی برای تعیین حجم نمونه و نمونهگیری وجود دارد. تعیین حجم نمونه پاسخ به این پرسش است که «چند نفر یا واحد» باید در پژوهش بررسی شوند تا نتایج معتبر و قابل تعمیم باشد. نمونهگیری پاسخ به این پرسش است که «این افراد یا واحدها چگونه» از جامعه آماری انتخاب شوند.
روش و ابزار گردآوری دادهها
روش گردآوری دادهها در پژوهشهای علمی به دو دسته تقسیم میشود:
- روشهای کتابخانهای: برای تدوین ادبیات پژوهش و پیشینه بهکار میروند.
- روشهای میدانی: برای گردآوری دادههای دستاول و آزمون فرضیهها مورد استفاده قرار میگیرند.
روشهای میدانی شامل مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه، آزمون و ابزارهای چندرسانهای است. پس از تعیین موضوع و نوع پژوهش، متغیرها بر پایه ادبیات پژوهش بهصورت مفهومی و عملیاتی تعریف شده و با ابزارهای مناسب سنجش میشوند.
در پژوهشهای علوم انسانی، پرسشنامه و مقیاسهای سنجش نگرش، بهویژه مقیاس لیکرت، از رایجترین ابزارهای گردآوری دادهها بهشمار میآیند. ویژگی اساسی تحقیق علمی، اتکا به دادههای دستاول است و مطالعات پیشین صرفا نقش پشتیبان و تبیینی دارند.
تجزیهوتحلیل دادهها
گام پایانی روش پژوهش علمی به تجزیهوتحلیل داده اختصاص دارد. در مرحله تحلیل دادهها، پژوهشگر به دنبال آزمون فرضیههای تحقیق یا پاسخ کاربردی به پرسشهای پژوهشی است.
تجزیهوتحلیل دادهها، فرایند طبقهبندی، پالایش، آمادهسازی و ویرایش دادهها به منظور استخراج اطلاعات سودمند و کمک به تصمیمگیری است. تجزیهوتحلیل به معنای شکستن کل به اجزاء جداگانه است. تحلیل داده روند به دست آوردن دادهی جدید و تبدیل آن به اطلاعاتی مفید در جهت تصمیمگیری کاربران است.
دادههای گردآوری شده تحلیل میشود تا پاسخگوی پرسشها، آزمایش فرضیهها یا تکذیب نظریهها باشد. تجزیهوتحلیل دادهها شامل برنامهریزی گردآوری دادهها برای آسانتر ساختن تجزیهوتحلیل دقیقتر و صحیحتر، انتخاب روشهای مناسب آماری، تکنیکهایی برای تفسیر کردن نتایج حاصل از چنین روشهایی و نتایج حاصل از کاربرد روشها است که برای تحلیل کردن دادهها به کار بسته میشود
سخن پایانی
روش تحقیق زیربنای هر علم و عامل اصلی اعتبار یافتههای پژوهشی است و کار علمی را از کوشش غیرعلمی متمایز میسازد. انتخاب روش پژوهش مناسب، طراحی ابزار گردآوری دادهها و گزینش نمونه آماری، از حساسترین و فنیترین مراحل پژوهش بهشمار میآیند و مستلزم آگاهی دقیق از اصول و مبانی روششناختی هستند. پژوهش علمی با تکیه بر قواعد منظم و گامهای سنجیده، زمینه کشف واقعیتها و دستیابی به آگاهی معتبر را فراهم میکند. از اینرو، تسلط پژوهشگر بر روش تحقیق شرط اساسی برای ارائه طرحها و آثار علمی معتبر و قابل اتکاست.
منبع: حبیبی، آرش. روش پژوهش پیشرفته. تهران: پارسمدیر.