انواع پژوهش کیفی شامل رویکردهایی مبتنی بر مشاهده، مصاحبه یا مطالعات کتابخانهای است که هر یک از نظر هدف، منطق تحلیل و سطح تبیین تفاوتهایی دارند. مقایسه روشهای تحقیق کیفی این امکان را فراهم میسازد تا پژوهشگر بتواند با توجه به هدف و منابع دادهها بهترین روش را برای تحلیل کیفی استفاده کند. در این مقاله ضمن معرفی مهمترین انواع پژوهش کیفی، شباهتها و تفاوتهای آنها از حیث مبانی فلسفی، فرایند اجرا و دستاورد پژوهشی مقایسه خواهد شد.
انواع پژوهش کیفی براساس گردآوری دادهها
یکی از شیوههای دستهبندی پژوهشهای کیفی، توجه به روش گردآوری دادهها است. بر این اساس، مطالعات کیفی را میتوان در چند گروه اصلی جای داد:
- پژوهشهای مبتنی بر مصاحبه
دادهها از طریق انواع مصاحبه مانند مصاحبههای عمیق، نیمهساختاریافته یا ساختارمند گردآوری میشوند و تمرکز بر تجربهها، ادراکها و تفسیرهای مشارکتکنندگان است. - پژوهشهای مبتنی بر مشاهده
دادهها از طریق مشاهده مشارکتی یا غیرمشارکتی در محیط طبیعی گردآوری میشوند و رفتارها، تعاملات و فرایندهای اجتماعی تحلیل میگردند. - پژوهشهای اسنادی و کتابخانهای
دادهها از مطالعات کتابخانهای، متون، اسناد رسمی، گزارشها، کتابها، مقالات یا آرشیوها استخراج میشوند و تحلیل بر پایه محتوای مکتوب انجام میگیرد. - پژوهشهای مبتنی بر گروه کانونی
دادهها از گفتوگوی گروهی و گروه کانونی هدایتشده بهدست میآیند و تمرکز بر تعامل و شکلگیری معنا در بستر جمعی است. - پژوهشهای مبتنی بر روایت و زندگینامه
دادهها در قالب داستانهای شخصی، خاطرات یا روایتهای تاریخی گردآوری شده و تحلیل بر ساختار و معنای روایت متمرکز است.
این دستهبندی بر ابزار گردآوری دادهها در پژوهش کیفی تمرکز دارد و با تقسیمبندیهای مبتنی بر مبانی فلسفی یا منطق تحلیل متفاوت است.
انواع پژوهش کیفی براساس وابستگی نظری
به طور کلی، روشهای تحلیل کیفی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
یک دسته، روش هایی هستند که بیشتر از جایگاه نظری یا معرفت شناسی خاصی نشئت میگیرند. برای نمونه تحلیل روایت و روش پدیدار شناسی که به کارگیری آنها تنوع نسبتاً محدودی دارد. برخی از این روشها نیز، مانند نظریه دادهبنیاد از چارچوب نظری کلانی بهره میبرد.
دسته دوم، روش هایی است که اساسا مستقل از جایگاه نظری یا معرفت شناسی خاصی هستند. این روشها در طیف گستردهای از روشهای نظری و معرفت شناسی میتوان از آنها استفاده کرد. تحلیل مضمون در این دسته جای میگیرد. از این رو، تحلیل مضمون ابزاری سازگار و سازنده است که برای تحلیل حجم زیادی از دادههای پیچیده و مفصل، میتوان از آن استفاده کرد.
روشهای تحلیل کیفی مبتنی بر اسناد و متون
در پژوهشهایی که منبع داده آنها اسناد، مقالات علمی، گزارشها یا متون آرشیوی است، تحلیل در چارچوب روشهای مبتنی بر مرور نظاممند انجام میشود. از مهمترین این روشها میتوان به فراترکیب، فراتحلیل کیفی و فرابرگزینش اشاره کرد که هر یک با هدفی متفاوت به سازماندهی و تفسیر یافتههای پیشین میپردازند.
فراترکیب با تمرکز بر مطالعات کیفی، مفاهیم و مقولههای استخراجشده از پژوهشهای پیشین را تجمیع کرده و به بازتفسیر و تولید چارچوب مفهومی تازه میانجامد. این روش ماهیتی تفسیری دارد و به دنبال کشف الگوهای معنایی مشترک در نتایج مطالعات مختلف است.
فراتحلیل عمدتاً در مطالعات کمّی کاربرد دارد، اما در گونه کیفی آن نیز تلاش میشود نتایج پژوهشها بهصورت نظاممند مقایسه و یکپارچه شوند. تفاوت آن با فراترکیب در تأکید بیشتر بر سنجش همگرایی یافتهها و ساختارمند بودن فرایند انتخاب و ارزیابی مطالعات است.
فرابرگزینش رویکردی انتخابمحور است که با شناسایی و گزینش دقیق مطالعات معتبر، به بازخوانی انتقادی و ترکیب هدفمند آنها میپردازد و تمرکز آن بر کیفیت و انسجام نظری منابع است.
ریشه تاریخی این رویکردهای متنی را میتوان در سنت هرمنوتیک (زندشناسی) دانست که با تفسیر متون دینی آغاز شد و سپس به حوزه علوم انسانی گسترش یافت. وجه مشترک همه این روشها تأکید بر تفسیر نظاممند متن و بازسازی معنا در سطحی فراتر از مطالعه منفرد است، اما تفاوت آنها در میزان تمرکز بر تجمیع مفهومی، سنجش همگرایی یا گزینش انتقادی منابع نهفته است.
روشهای تحلیل کیفی مبتنی بر مصاحبه
چنانچه پیشینه پژوهش و مبانی نظری از غنای کافی برخوردار نباشد و پیشینه پژوهش کافی نباشد پژوهشگران از مصاحبه استفاده میکنند. برای تحلیل متن مصاحبههای تخصصی از روشهایی مانند تحلیل مضمون، تحلیل محتوا، گراندد تئوری و پدیدارشناسی استفاده میشود.
تحلیل مضمون در مطالعات مصاحبهای برای شناسایی الگوهای معنایی مشترک در میان پاسخها بهکار میرود. این روش بر کشف تمهای تکرارشونده و سازماندهی مفاهیم در قالب شبکهای از مضامین تمرکز دارد و انعطافپذیری بالایی در چارچوبهای نظری گوناگون دارد.
تحلیل محتوا ساختارمندتر است و واحدهای معنا را در مقولههای از پیش تعریفشده یا برآمده از داده طبقهبندی میکند و در برخی موارد میتواند فراوانی مقولهها را نیز گزارش کند. تفاوت اصلی آن دو در این است که تحلیل مضمون بر معناپردازی تفسیری تمرکز دارد، در حالیکه تحلیل محتوا بر طبقهبندی منظم و مقایسهپذیری دادهها تأکید میکند.
نظریه دادهبنیاد زمانی بهکار میرود که هدف، تولید نظریه از دل دادههای مصاحبهای باشد. در این رویکرد، دادهها از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل میشوند و روابط مفهومی بهتدریج شکل میگیرند. در نسخههای پیشرفتهتر مانند مولتیگراندد، پژوهشگر با مقایسه همزمان چند میدان یا چند گروه، به توسعه نظریهای جامعتر و تعمیمپذیرتر میپردازد.
پدیدارشناسی در مواردی که تمرکز پژوهش بر تجربه زیسته افراد باشد، رویکرد مناسبتری است. این روش با تعلیق پیشفرضهای نظری، میکوشد ماهیت تجربه مشترک افراد را آشکار سازد و به توصیف ساختار آگاهی و ادراک آنان بپردازد. در چنین پژوهشهایی، هدف نه تولید نظریه، بلکه فهم ژرف معنای یک تجربه انسانی است.
روش پژوهش یا روش تحلیل؟
در ادبیات روششناسی کیفی، باید میان «روش پژوهش» و «روش تحلیل» تمایز قائل شد. روش پژوهش چارچوب کلی مطالعه را تعیین میکند و شامل مبانی فلسفی، منطق طراحی، شیوه نمونهگیری، نحوه گردآوری داده و رویکرد تحلیل است. در مقابل، روش تحلیل صرفاً به مرحله تجزیهوتحلیل دادهها مربوط میشود و ابزار یا فن تحلیلی مورد استفاده پژوهشگر را مشخص میکند.
روشهای تحلیل صرف
برخی رویکردها مانند تحلیل مضمون و تحلیل محتوا در اصل روش تحلیل داده هستند، نه روش پژوهش مستقل. این روشها میتوانند در چارچوبهای نظری و طرحهای پژوهشی گوناگون بهکار روند و وابستگی سختگیرانهای به یک پارادایم خاص ندارند. تمرکز آنها بر سازماندهی، کدگذاری و استخراج الگوهای معنایی از دادههاست و معمولاً بهعنوان مرحله تحلیلی در یک مطالعه کیفی تعریف میشوند.
روشهای پژوهش کامل
در مقابل، رویکردهایی مانند پدیدارشناسی و نظریه دادهبنیاد صرفاً فن تحلیل نیستند، بلکه روش پژوهش بهشمار میآیند. این رویکردها دارای مبانی معرفتشناختی مشخص، منطق طراحی پژوهش، قواعد نمونهگیری و شیوه تحلیلی ویژه خود هستند. برای نمونه، نظریه دادهبنیاد با هدف تولید نظریه از دادهها طراحی شده و فرایند تحلیل آن با کدگذاری مرحلهای تعریف میشود؛ در حالیکه پدیدارشناسی با هدف فهم ماهیت تجربه زیسته افراد، چارچوب تفسیری خاص خود را دنبال میکند.
بنابراین، تمایز اساسی در این است که برخی رویکردها تنها ابزار تحلیلاند، اما برخی دیگر یک طرح پژوهشی کامل با مبانی نظری و منطق اجرایی مستقل را تشکیل میدهند.
سخن پایانی
شناخت انواع پژوهش کیفی و تمایز میان آنها، پیششرط انتخاب رویکرد مناسب برای پاسخ به مسئله پژوهش است. هر روش کیفی بر مبانی فلسفی و هدف تحلیلی خاصی استوار است و کاربرد نادرست آن میتواند به ابهام مفهومی یا ضعف تبیین بینجامد. مقایسه نظاممند این روشها نشان میدهد که تفاوت اصلی آنها نه در ابزار گردآوری داده، بلکه در منطق تحلیل و نوع خروجی علمی نهفته است. ازاینرو، پژوهشگر باید پیش از آغاز مطالعه، نسبت روش انتخابی با پرسش پژوهش، سطح نظریهپردازی مورد انتظار و بستر اجرایی تحقیق را بهدقت بررسی کند. انتخاب آگاهانه رویکرد کیفی، کیفیت استدلال، انسجام تحلیل و اعتبار یافتهها را بهگونهای چشمگیر ارتقا خواهد داد.
منبع: حبیبی، آرش. روش پژوهش پیشرفته. تهران: پارسمدیر.