بازار نوظهور

بازار نوظهور Emerging market بازاری است که برخی ویژگی‌های یک بازار توسعه یافته را دارد اما فاقد همه استانداردهای آن است. اصطلاح بازارهای نوظهور یا (در حال ظهور) نخستین بار توسط اقتصاددانان شرکت مالی بین المللی در سال ۱۹۸۱ پیشنهاد گردید، یعنی در شرایطی که گروهی اقدام به نخستین سرمایه‌گذاری مالی دوجانبه در امر توسعه کشورها نمودند. از آن زمان تاکنون اصطلاح بازارهای نوظهور در تمامی زمینه‌ها شامل رسانه، سیاست خارجی و مباحث تجاری، اطلاع نامه‌های سرمایه گذاری و گزارش‌ها سالیانه به دفعات بکار رفته است.

وقتی صجبت از بازار نظهور می‌شود بازار چین، هند و برزیل نمونه بسیار خوبی برای درک بهتر است. راه‌اندازی و کاربرد این اقتصادهای عظیم درزمینه‌های سرمایه گذاری جهانی، فناوری و استعدادها طی دو دهه اخیر، به ایجاد تغییر و تحول اساسی در محیط‌های اقتصادی و کسب وکار آن‌ها منجر شده است. ازاین رو، نرخ‌های رشد تولید ناخالص داخلی در این کشورها به طرز شگفت آوری از مرز اقتصادهای توسعه یافته گذشته است. این به نوبه خود موجب نجات میلیون‌ها نفر از زیرخط فقر، ایجاد قشرهای متوسط جدید و توسعه و گسترش بازارهای جدید برای ارائه محصولات و خدمات موردنیاز مصرف کنندگان گردیده است. در این مقاله کوشش شده است تا مفهوم بازار نوظهور تشریح شود.

تعریف بازار نوظهور

بازار نوظهور، یک بازار ملی است که در فرآیند پیشرفته تر شدن، قرار دارد و دارای نقد شوندگی در بدهی‌های محلی و بازار سهام است. از طرفی با برخی تغییرات در سیستم مقرراتی و بازارها، روبروست. بازارهای در حال ظهور (نوظهور) با سطح بازارهای کارا، فاصله زیادی دارند و فاقد مقررات و استاندارهای سخت حسابداری و بازارهای اوراق بهادار می‌باشند. بازارهای در حال ظهور از سوی سرمایه گذاران به عنوان یک فرصت کسب وکار، با بازدهی بالا نگریسته می‌شوند، چراکه آن‌ها اغلب از نرخ رشد اقتصادی و تولید ناخالص داخلی سریع تر برخوردار هستند.

بازارهای نوظهور به کشورهایی اطلاق می‌شود که ویژگی‌هایی از بازارهای توسعه‌یافته کشورهای صنعتی را دارند. ولی شرایط لازم را برای قرار گرفتن در دسته کشورهای توسعه‌یافته ندارند. انجمن بازاریابی آمریکا

این بازارها همچنین از روند صنعتی سازی بالایی برخوردار هستند. در عوض سرمایه گذاران در بازارهای نوظهور، با ریسک‌های بزرگ تری مواجه بوده، که از بی ثباتی اقتصادی، مسائل زیرساختی داخلی، نوسانات نرخ ارز و محدود بودن فرصت‌های منصفانه ناشی می‌شود، همچنین بازار سهام از نقد شوندگی پایین رنج می‌برد. اقتصادهای بازار در حال ظهور، درآمد سرانه کمی دارند، بی ثباتی سیاسی اجتماعی بالاتری داشته و درصد بیکاری آن‌ها نیز بالا می‌باشد.

جایگاه ایران

در میان گزار‌ش‌های ارائه‌شده توسط سازمان‌های مختلف جهانی، ایران تنها در زمره کشورهای BRICS به علاوه ۱۱ کشور بعدی قرار دارد. در گزار‌ش‌های تازه‌ای که صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و اکونومیست ارائه داده‌اند ایران در مسیر تبدیل شدن به اقتصادهای نوظهور است و هنوز از نظر شرایط اقتصادی به خصوص شرایط مالی در وضعیتی نیست که در زمره اقتصادهای نوظهور باشد.

از عواملی که مانع از قرار گرفتن ایران در میان بازارهای نوظهور می‌شود می‌توان به سطح نسبتاً پایین تعاملات اقتصادی این کشور با دنیا اشاره کرد که به دلیل شرایط تحریمی سال‌های اخیر تشدید شده است. بسته بودن فضای مالی هم به دلیل تحریم‌های اخیر اقتصادی است که مانع از رشد اقتصادی ایران با حداکثر توان شده است و می‌تواند در مسیر رشد اقتصادی این کشور موانعی را ایجاد کند.

به هر حال دلیل ضعف‌های اقتصادی ایران هر چیزی که باشد، از نظر اغلب اقتصاددانان صندوق بین‌المللی پول و اکونومیست این کشور در وضعیت در حال توسعه است و هنوز به مرحله بازارهای نوظهور نرسیده است. از طرف دیگر در گزارش سال گذشته صندوق بین‌المللی پول اعضای بازارهای نوظهور ۲۵ کشور بودند که کشورهای ونزوئلا و ترکیه هم در این فهرست قرار داشتند. اکونومیست ۲۴ کشور را در فهرست بازارهای نوظهور قرار داده بود که عربستان سعودی نیز در این فهرست قرار داشت.

طرح مدیریت بازار نوظهور

سرمایه گذاران به بازارهایی روی می‌آورند که از نقد شوندگی بیشتری برخوردار است و این مقوله از عوامل مهمی در رشد و توسعه بازارها محسوب می‌شود . نقد شوندگی به معنای توانایی بازار در جذب حجم زیاد معاملات بدون ایجاد نوسانات شدید در قیمت است. از ویژگی‌های بازارهای با نقد شوندگی بالا، اندک بودن فاصله بین قیمت‌های پیشنهادی خریدوفروش است که به تبع آن معاملات به روش مقرون به صرفه ای اجرا می‌شوند . نقد شوندگی در بازارهای دست دوم، هزینه سرمایه گذاران را از طریق کاهش دامنه نوسان و هزینه‌های معاملاتی کاهش می‌دهد و امکان دسترسی به سرمایه گذاران مختلف با استراتژی‌های معاملاتی متنوع را فراهم می‌آورد.

در اینجا تمرکز بر ساختارها و طراحی سیستم‌های مالی مرتبط با نقد شوندگی در بازارهای نوظهور است.که بیشتر در مورد مسائل مقرراتی است که امکان دارد طی مدیریت فرآیند افزایش نقد شوندگی در بخش‌های مختلف بازار ایجاد شود. همچنین سعی شده است که در این تحقیق نوآوری‌های بازارهای نوظهور مختلف برای افزایش نقد شوندگی و نیز میزان موفقیت این نوآوری‌ها در دستیابی به اهدافشان شناسایی و در طراحی سیستم مدیریت بازار نوظهور، مدنظر قرارگرفته است.

چشم انداز و تجارب دیگر مقامات ناظر در تدوین سیاست‌ها و نوآوری‌های اجراشده برای افزایش نقد شوندگی در بازارهایشان بررسی و مدنظر جهت سیستم می‌باشد.

اهداف و راهبردهای مدیریتی

یکپارچه سازی سیستم حسابداری و مالی بابیان سود واقعی حاصل در جذب سرمایه داران بسیار مؤثر و کارآمد خواهد بود. بنابراین گام نخست مدیریت بازار نوظهور، تشکیل کمیته راهبردی و تحقیقاتی اهمیت راهبردی دارد. کمیته موردنظر دارای تعریف و اهداف و راهبردهای مدیریتی است ازجمله:

  • بررسی عوامل تأثیرگذار بر نقد شوندگی در بازارهای نوظهور
  • کارگروه مقررات بازارهای ثانویه
  • بررسی دقیق ارتباط بین نقد شوندگی بازار و عوامل تأثیرگذار بر آن
  • برسی ساختارهای بازار و ایجاد تغییرات لازم در صورت صلاح دید
  • ایجاد ساختارهای مقرراتی لازم جهت شرکت‌ها صنایع
  • زیرساخت‌های معاملاتی
  • سیاست‌های مالی
  • نوآوری مالی و وجود تنوع در بین سرمایه گذارانتحقیق درزمینه نوآوری‌های بازارهای نوظهور مختلف
  • افزایش نقد شوندگی و نیز میزان موفقیت این نوآوری‌ها

برای اجرای اهداف فوق الذکر توسط کمیته ی راهبردی داشتن اطلاعات و داده‌های مالی و حسابداری، شفاف بسیار پراهمیت و لازم می‌باشد.

صنایع فعال و شرکت‌های وابست هی به آن‌ها در بازارهای نوظهور اغلب از روش‌های حسابداری مختلف استفاده می‌کنند. در این صورت برای طبقه‌بندی دوباره اطلاعات عملکرد مالی شرکت‌ها به یک مبنا برای ارائه به کمیته ی راهبردی تلاش‌های بیشتری می‌طلبد.

خلاصه و جمع‌بندی

به طور خلاصه می‌توان گفت که: تمرکز مالکیت در بازارهای نوظهور باعث محدودیت ها، کنترل سرمایه گذاری و کاهش نقدینگی در بازارهای داخلی و خروج سرمایه از بازار و کشور را در پی دارد. همچنین باوجود ریسک بالای بازارهای نوظهور، سرمایه گذاران ریسک کمتری را برای ورود به بازار تقبل می‌کنند. همچنین بسیاری از سرمایه گذاران که با پذیرش ریسک بالای بازار نوظهور وارد بازار در عرصه خاصی می‌شوند، با پیشرفت کار نیز یکه تاز میدان آن بازار شده و مالکیت را متمرکز می‌کنند. برای جلوگیری از ورود سرمایه گذاران دیگر و ترس از رقابت نیز از بیان شفاف میزان معاملات و میزان سوددهی عرصه ی فعالیت خود، خودداری می‌کنند. این امر باعث افزایش تمرکز مالکیت می‌شود.

افزایش نوسان نرخ ارز مانع سرمایه گذاری‌های بلندمدت شرکت‌های داخلی می‌شود. درعین حال، یکپارچگی بالا می‌تواند عامل محرک توسعه ی بیشتر بازارهای داخلی باشد. راهبردی که می‌توان جهت افزایش حضور سرمایه داران و سرمایه گذاران در بازار اتخاذ کرد. ایجاد اطمینان در مورد توانایی سرمایه گذاران در حداکثر سازی بازدهی سرمایه‌گذاری است. هزینه‌های معاملات در گزینش سهام توسط سرمایه گذار و فرآیند تصمیم گیری وی عامل مهمی محسوب می‌شود.

درصد بیشتر سرمایه گذارن به دلیل عدم اطمینان از بازارهای نوظهور از قبول ریسک ورود به بازار خودداری می‌کنند به همین دلیل است که حضور سرمایه گذاران در بازارهای نوظهور کم رنگ تر شده و از پیامدهای این مورد نیز خروج سرمایه از کشور و بازار است.