مدل های تصمیم گیری چندمعیاره

انواع مدل های تصمیم گیری چندمعیاره

منبع: آموزش تصمیم گیری چندمعیاره نوشته آرش حبیبی از کتاب تصمیم گیری چندمعیاره فازی

تصمیم گیری چندمعیاره مخفف Multiple Criteria Decision Making می باشد که به صورت اختصاری MCDM نوشته می شود. در این گونه تصمیم گیری ها چندین شاخص یا هدف که گاه با هم متضاد هستند در نظر گرفته می شوند. در زمینه مسایل سازمانی، در انتخاب استراتژی یک سازمان معیارهایی از قبیل درآمد سازمان در طی یک دوره، قیمت سهام سازمان، سهم بازاری، تصویر سازمان در جامعه و … اگر در تصمیم گیری با معیارهای چندگانه MCDM منظور از معیار شاخص باشد آنرا به نام تصمیم گیری با شاخص های چندگانه یا MADM می‌شناسند و اگر منظور از معیارهای چندگانه هدف باشد آن را به نام تصمیم گیری با اهداف چندگانه MODM گویند.

تصمیم‌گیری یکی از مهمترین و اساسی‌ترین وظایف مدیریت است و تحقق اهداف سازمانی به کیفیت آن بستگی دارد. به طوری که از نگاه یکی از صاحبنظران حوزه تصمیم‌گیری هربرت سایمون، تصمیم‌گیری جوهر اصلی مدیریت است. یکی از تکنیک‌های تصمیم‌گیری با استفاده از داده‌های کمی تصمیم‌گیری چندمعیاره می‌باشد. مدیر با استفاده از تکنیک‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره می‌تواند با در نظر گرفتن معیارهای متفاوت برای تصمیم‌گیری که گاهاً با یکدیگر در تعارض هستند، به طریقی عقلایی تصمیم سازی نماید. تصمیم‌گیری چندمعیاره (MCDM) به دو دسته تصمیم‌گیری چندشاخصه (MADM) و تصمیم‌گیری چندهدفه (MODM) تقسیم می‌شود. مدل‌ها و تکنیک‌های تصمیم‌گیری چند شاخصه به منظور انتخاب مناسب ترین گزینه از بین m گزینه موجود بکار می‌روند. در MADM معمولا داده‌های مربوط به گزینه‌ها از منظر شاخص‌های مختلف در یک ماتریس نمایش داده می‌شود. مدل‌های تصمیم‌گیری چندشاخصه از نظر نوع شاخص‌های مورد نظر به مدل‌های جبرانی و غیرجبرانی تقسیم می‌شوند.

تصمیم گیری چندمعیاره به دو دسته تقسیم می شود:

  • تصمیم گیری چندشاخصه Multiple Attribute Decision Making, MADM
  • تصمیم گیری چند هدفه Multiple Objective Decision Making, MODM

مدلهای تصمیم گیری چند هدفه (Multiple Objective Decision Making)

در این مدلها چندین هدف به طور همزمان جهت بهینه شدن، مورد توجه قرار می گیرند.مقیاس سنجش برای هر هدف ممکن است با مقیاس سنجش برای بقیه اهداف متفاوت باشد. مثلاً یک هدف حداکثر کردن سود است که بر حسب پول سنجش می شود و هدف دیگر حداقل استفاده از ساعات نیروی کار است که بر حسب ساعت سنجش می شود. گاهی این اهداف در یک جهت نیستند و به صورت متضاد عمل می کنند. مثلاً تصمیم گیرنده از یک طرف تمایل دارد رضایت کارکنان را افزایش دهد و از طرف دیگر می خواهد هزینه های حقوق و دستمزد را حداقل کند. بهترین تکنیک تصمیم گیری چند هدفه برنامه ریزی آرمانی است که اولین بار توسط Charns & Cooper ارائه شده است.

– مدلهای تصمیم گیری چند شاخصه (Multiple Attribute Decision Making)

در این مدلها، انتخاب یک گزینه از بین گزینه های موجود مد نظر است. در یک تعریف کلی تصمیم گیری چند شاخصه به تصمیمات خاصی (از نوع ترجیحی) مانند ارزیابی، اولویت گذاری، و یا انتخاب از بین گزینه های موجود (که گاه باید بین چند شاخص متضاد انجام شود) اطلاق می گردد. در پایان نامه های مدیریت بیتشر بر این مدل تاکید می‌شود. مدلهای تصمیم گری سلسله مراتبی AHP و مدل ANP نیز از نوع مدل تصمیم گیری چندشاخصه هستند. تکنیک های MADM با اهداف زیر انجام می شوند:

– رتبه بندی معیارها و زیرمعیارها: Entropy, AHP, ANP, SWARA, BWM

– رتبه بندی و انتخاب گزینه بهینه: AHP, ANP, SAW, TOPSIS, VIKOR, ELECTERE, ORESTE, PROMETHEE, SIR, GRA

الگوریتم شناسایی گزینه بهینه

تشکیل ماتریس تصمیم: در تکنیک های MADM مبتنی بر ماتریس تصمیم هدف این است که بهترین گزینه براساس تعدادی معیار انتخاب شود. در این مدل‌ها، معیارها وزن دهی نمی شوند بلکه وزن معیارها باید از طریق روش های دیگر تعیین شود. گزینه ها بر اساس معیارها ارزیابی شده و رتبه بندی می شوند. تفاوت اصلی این مدل‌ها با فرایند تحلیل سلسله مراتبی یا فرایند تحلیل شبکه در این است که در این مدل ها مقایسات زوجی بین معیارها و گزینه ها صورت نمی گیرد و هر گزینه مستقلا توسط یک معیار سنجیده و ارزیابی می گردد. ماتریس تصمیم یا همان ماتریس امتیازدهی گزینه‌ها براساس معیارها مانند شکل تشکیل می شود.

ماتریس تصمیم گیری

نرمال کردن ماتریس تصمیم : مرحله دوم نرمال سازی ماتریس تصمیم گیری می‌باشد. چون گزینه ها براساس شاخص های متنوع ارزیابی می شوند بنابراین باید داده های ماتریس تصمیم بی مقیاس شود. نرمال سازی در تکنیک های مختلف با یکدیگر متفاوت است. دقت کنید روش نرمال سازی خطی با روش برداری متفاوت است. در تکنیک ویکور از روش خطی و در تکنیک تاپسیس از روش برداری استفاده می شود. به آموزش روش های نرمال سازی آرش حبیبی رجوع کنید.

انتخاب گزینه برتر : تکنیک های مختلف MADM از مرحله سوم با یکدیگر متفاوت می شوند. برای نمونه تکنیک تاپسیس و ویکور براساس ایده آل مثبت و منفی برای هر گزینه عمل می کنند. تکنیک تحلیل رابطه خاکستری نیز مانند تکنیک تاپسیس و ویکور با یک ماتریس تصمیم شروع می شود اما در اینجا علاوه بر اینکه بین معیارهای منفی و مثبت تمایز قایل می شود بین مطلوب ترین مقدار هم تمایز قائل می شود. تکنیک پرومته آستانه بی تفاوتی و آستانه برتری را لحاظ می کند. هر تکنیک به صورت جداگانه در پایگاه پارس مدیر تشریح شده است.

تصمیم گیری چندمعیاره فازی

برای انجام پروژه‌های تصمیم گیری چندمعیاره می توان از الگوهای منطق فازی در مدیریت استفاده می‌شود. بویژه روشهای مختلف MADM که آموزش آنها نیز در سایت موجود است برگرفته با رویکرد فازی نیز قابل تحلیل است. دقت کنید منطق فازی یک تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره نیست بلکه یک رویکرد معادل برای کمی کردن مقادیر است. منطق فازی در واقع راهی برای شکستن همین نظم علمی منطبق بر تفکر دو ارزشی است. به دیگر سخن منطق فازی راهی برای اندیشیدن علمی به شیوه انسان پیش از دوران منطق علمی است.

در تمامی رویکردهای تصمیم گیری چندمعیاره مبتنی بر دیدگاه خبرگان همیشه خبرگان برای پاسخ به سوالات تحقیق از عبارات کلامی استفاده می کنند. برای تحلیل دیدگاه خبرگان باید عبارات کلامی به صورت کمی تبدیل شوند. با روش های سنتی تحلیل چنمعیاره از طیف کمی با اعداد قطعی استفاده می شود. در رویکرد فازی برای کمی کردن عبارات کلامی از اعداد فازی استفاده می شود. سایر محاسبات نیز براساس اصول بنیادین آن تکنیک انجام می شود. با این تفاوت که عملیات جبری با رویکرد عملیات جبری اعداد فازی انجام می شود.

بنابراین روشن است که تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره فازی چیز جدیدی نیستند بلکه همان روش های چندمعیاره هستند که با رویکرد فازی انجام می شوند. این تکنیک ها با منطق خاکستری نیز قابل انجام هستند.

پذیرش انجام تحلیل تصمیم‌گیری چندمعیاره