دانش صریح و دانش ضمنی

دانش صریح Explicit knowledge دانشی است که به سادگی قابل بیان، ارائه، ذخیره، تسهیم و انتقال است. دانش ضمنی Tacit knowledge اشاره به دانشی دارد که در ذهن افراد است و به سادگی قابل ارائه و بیان نیست.

از دانش ضمنی با عنوان دانش تلویحی نیز نامیده می‌شود و به دانشی اشاره دارد که در پی تجربه‌ها، مهارت‌ها، و دانایی‌های شخصی، در اذهان مردم جوامع پدید می‌آید. این نوع از دانش به آسانی تن به نمایش و بیان صریح نمی‌دهد. دانش ضمنی نوعی دانش است که فرد دارد و شخصی است. فرموله کردن آن بسیار مشکل است و نمی‌توان آن را براحتی توضیح داد یا به دیگران انتقال داد و قابل کدگذاری نیست.

هدف مدیریت دانش این است که دانش مورد نیاز کارکنان را از یک منبع مرکزی بدست آورده و مازاد آنرا کنار بگذارد. مدیریت دانش عبارتست از بدست آوردن دانش درست برای مردم درست، در زمان درست، بطوریکه آنها بتوانند بهترین تصمیم را اتخاذ کنند. دانش نه داده است و نه اطلاعات، هر چند که به هر دو مربوط بوده و تفاوت آنها لزوماً ماهوی نیست. چالش اصلی مدیریت دانش در بحث دانش صریح و ضمنی، تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله دانش صریح و دانش ضمنی بررسی و مفهوم‌سازی شده است.

دسته‌بندی انواع دانش

دانش را به دو نوع دانش صریح و دانش ضمنی تصور می‌کنند. دانش ضمنی معمولا در قلمرو دانش شخصی، شناختی وتجربی قرار می‌گیرد. در حالیکه دانش صریح بیشتر به دانشی اطلاق می‌گردد که جنبه عینی تر، عقلانی تر و فنی تر دارد شامل داده ها، خط‌مشی ها، روش ها، نرم افزارها، اسناد و مواردی از این دست است.

چهار نوع دانش مشخص شده است:

دانش نیروی انسانی: دانشی که در مغز اعضای سازمان وجود دارد.

دانـش مکانیزه: دانشی که حامل وظایف ویژه یکپارچه در سخت افزار ماشین است.

دانش مستند: که به شکل بایگانی، کتاب، سند، دفتر کل، دستورات و نمودارها، و… ذخیره می‌شود .

دانش خودکار و اتوماتیک: که به طور الکترونیکی ذخیره شده و به وسیله برنامه‌های رایانه‌ای که وظایف خاص را پشتیبانی می‌کند، قابل دسترسی است.

چنانچه بخواهیم بدانیم که داده‌ها و اطلاعات چگونه به دانش تبدیل می‌شود، باید درباره «مدیریت دانش» چیزهایی بدانیم. ابتدائی ترین تعریف مدیریت دانش عبارت است از: یافتن راهی جهت خلق، شناسایی، شکار و توزیع دانش سازمانی به افراد نیازمند آن. در مدیریت دانایی سازمان که رکن اساسی موفقیت سازمان‌های امروز است بحث تبدیل دانسته‌های تلویحی به دانشی روشن و آشکار اهمیت بالایی دارد.

تعریف دانش صریح و دانش ضمنی

دانش صریح به طور معمول هم به خوبی قابل ثبت و هم قابل دسترسی است. بیان دانش تلویحی با واژه‌ها دشوار است. فن آوری اطلاعات به طور سنتی روی استفاده از دانش مستقیم متمرکز شده است. با این حال سازمان‌ها اکنون دریافته اند که برای انجام موثر کارهایشان نیازمند یکپارچه کردن هر دو نوع دانش هستند. از این رو در حال ایجاد روش‌های حاضر به منظور تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح هستند که می‌تواند تدوین شود و بنابراین دیگران می‌توانند آنرا ثبت و ذخیره نمایند. هدف مدیریت دانش این است که با تبدیل انواع دانش، آگاهی و دانایی سازمانی بطور موثر انتشار یابد.

دانش ضمنی (تلویحی)

دانش ضمنی را می‌توان مجموعه‌ای از تجارب، مهارت‌ها، دیدگاه‌های کاری و نظام ارزشی و ذهنی در درون فرد دانست که قابل گفتن نبوده و در هیچ پایگاه داده‌ای ذخیره نشده است. جایگاه آن را ذهن نیروی انسانی و فعالیت‌های او است. به عبارت دیگر می‌توان گفت که به مرور زمان و با ادامه جریان زندگی نوعی از دانش در درون اشخاص نهادینه می‌گردد.

دانش آشکار

دانش آشکار دانشی است که به آسانی قابل انتقال می‌باشد. این نوع دانش به کمک یک سری از نشانه‌ها مثل حروف، اعداد و … در قالب نوشته، صدا، عکس، نرم افزار و… مدون و کد گذاری کرد. به همین دلیل به اشتراک گذاری دانش صریح به راحتی امکان پذیر است. در مقابل دانش ضمنی شخصی بوده و فرموله کردن آن بسیار مشکل است. این نوع دانش از طریق تسهیم تجربیات با مشاهده و تقلید اکتساب می‌شود و قابل کدگذاری نیست.

تبدیل دانش صریح به دانش ضمنی

چالش اصلی مدیریت دانش تبدیل هر چه بیشتر و بهتر دانش ضمنی به دانش تصریحی است. نوناکا و تاکوچی چهار روش برای خلق و به اشتراک‌گذاریِ دانش پیشنهاد دادند. هنگامی که دانشی به اشتراک گذاشته می‌شود، می‌تواند از ضمنی به صریح، یا عکس آن تبدیل شود یا در همان حالت اولیه باقی بماند. آنها این فرایند را SECI نامیدند که شامل موارد زیر است:

  • اجتماعی کردن (Socialization)
  • برونی کردن (Externalization)
  • ترکیب کردن (Combination)
  • درونی کردن (Internalization)
مارپیچ مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی

مارپیچ مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی

اجتماعی کردن (ضمنی به ضمنی): دانش از طریق به اشتراک‌گذاری تجارب، سرمشق گیری، مشاهده و طوفان فکری از یک فرد به فردی دیگر منتقل می‌شود.

برونی کردن (ضمنی به صریح): هنگامی که ایده‌های خود را ابراز می‌کنید دانش ضمنی شما به دانش صریح تبدیل می‌شود که این امر نشر دانش در سازمان را ساده‌تر می‌کند.

ترکیب کردن (صریح به صریح): این ساده‌ترین شکل به اشتراک‌گذاری دانش است زیرا منابع کاربردی دانش مانند اسناد؛ ترکیب، مرتب و طبقه‌بندی می‌شوند تا دانش جدیدی را خلق کنند.

درونی کردن (صریح به ضمنی): هنگامی که دانش در سرتاسر سازمان به اشتراک گذاشته می‌شود و مورد استفاده قرار می‌گیرد به بخشی از دانش افراد تبدیل می‌شود. بنابراین مادامی که افراد دانش را درونی می‌کنند و آن را به ایده‌ها و تجارب خود اضافه می‌کنند به دانش ضمنی تبدیل می‌شود و بدین ترتیب دانش جدیدی خلق می‌کنند.

خلاصه و جمع‌بندی

دانش صریح دانش مستند است. مثل یک دفترچه راهنما ٬توسط دیگران نیز قابل استفاده است. ولی دانش ضمنی دانشی است که در ذهن است. مثل تشخیص عملکرد موتور از روی صدا. یا تکنیک‌های ظریف نقاشی که در عمل آموخته می‌شوند. دانش سریح وقتی به اشتراک گذاشته شود همه می‌توانند از آن استفاده کنند.

دانش ضمنی ممکن است قابل اشتراک گذاری نباشد. زیرا بیان تجربه در قالب سطور و کلمات کار آسانی نیست. یک سازمان در عصر حاصر بیش از هرچیزی به دانایی نیز دارد از طریق تبدیل دانایی‌های تلویحی به دانشی آشکار می‌توان موفقیت عملکرد سازمانی را در کوتاه‌مدت و بلندمدت هدف قرار داد. پس با توجه به مطالب بیان شده می‌توان نتیجه گرفت که دانش تلویحی به عنوان محرکی مهم در فرایند خلاقیت و نوآوری نقش مهمی را به عنوان یک منبع سازمانی و عامل موفقیت در سازمان ایفا می‌کند.

دانش ضمنی و تصریحی مکمل یکدیگرند این بدین معناست که برای ایجاد دانش جدید به اشتراک گذاری هر دوی آنها در سازمان ضروری است در چرخه اشتراک گذاری دانش تلویحی می‌تواند به دانش مستقیم به دانش تلویحی تبدیل گردد. به این ترتیب ذخیره دانایی در سازمان به صورتی روش بهبود پیدا خواهد کرد. آگاهی و دانایی کارمندان به سادگی قابل تسهیم خواهد بود و دانش چون خون در رگ‌ها و شریران‌های حیاتی سازمان به گردش درخواهد آمد.

فصل دو و ادبیات پژوهش مدیریت دانش

فصل دو شامل مبانی نظری و ادبیات پژوهش مدیریت دانش به صورت فایل ورد همراه با فهرست منابع فارسی و لاتین

4.3 4 رای ها
امتیازدهی به مقاله