مدل مفهومی پژوهش

مدل مفهومی پژوهش چیست؟

مدل مفهومی Conceptual model بازنمایی یک سیستم با استفاده از عوامل تشکیل دهنده و الگوی روابط علی میان عوامل است. براساس مطالعه نظریه‌ها و تدوین چارچوب نظری پژوهش می‌توان مدل مفهومی را ترسیم کرد. برای ترسیم مدل (الگو) در مطالعاتی که جنبه کاربردی دارند معمولاً به ادبیات پژوهش اکتفا می‌شود. یعنی با استفاده از نظریه‌های موجود یک الگوی کلی ترسیم می‌شود. در مطالعات بنیادی به هدف مدلسازی انجام می‌شوند این موضوع از اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در اینجا کوشش می‌شود تا با استفاده از انواع روش تحقیق کیفی ابتدا مقوله‌های زیربنایی مدل شناسایی شود و سپس روابط میان متغیرها تعیین و در نهایت اعتبارسنجی صورت گیرد.

در روش پژوهش علمی بحث مدل مفهومی در کانون توجه قرار دارد. اگر یک مطالعه کاربردی با تدوین فرضیه‌هایی انجام داده باشید هر فرضیه باید در مدل مفهومی قابل مشاهده باشد. بطور کلی مدل، به چارچوب و الگویی اتلاق می گردد که روابط بین متغیرها، مفاهیم و یا اجزاء یک سیستم را نشان می دهد. مدل به مخاطب برای فهمیدن، شبیه سازی و درک بهتر مفاهیم و موضوعات مورد نظر کمک می کند. طراحی یک الگو یا مدل با پرسش آغازین مساله آغاز می‌شود براساس هدف اصلی طراحی می‌شود. در این مقاله کوشش شده است تا روش طراحی مدل مفهومی پژوهش تشریح شود.

روش طراحی مدل مفهومی پژوهش

برای طراحی یک مدل مفهومی باید بین دو شیوه مدلسازی تفاوت قائل شویم:

  • مدل‌های آماری
  • مدل‌های پویا

دسته‌بندی‌های متعددی برای انواع مدل و مدلسازی وجود دارد. به شخصه اعتقادی به دسته‌بندی سخت و صفر و یکی معتقد نیستم زیرا علم سیال است و با مرزبندی منافات دارد. با این وجود برای درک بهتر باید بین علم آمار و روش‌های مدلسازی پویا تفاوت قائل شد.

مدل‌های آماری یک سویه هستند. یعنی با متغیر(های) مستقل شروع و به متغیر(های) وابسته ختم می‌شوند. در این میان ممکن است متغیر(های) میانجی و تعدیلگر نیز وجود داشته باشند. اما کلید اصلی آن است که حهت پیکان‌های مدل حالت بازگشتی ندارد. هرگونه حلقه و فلش برگشت خطا محسوب می‌شود. در روش‌های آماری باید براساس هر رابطه یک فرضیه تدوین و با آزمون فرض آماری آن را به بُته آزمایش قرار داد. بنابراین برای ترسیم مدل مفهومی آماری کافی است متغیرها شناسایی و روابط آنها تعیین گردد.

خطاهای ترسیم مدل مسیر

خطاهای ترسیم مدل مفهومی آماری

مدلسازی براساس پویایی سیستم روش دیگری است که از اساس با روش‌های آماری تفاوت دارد. هر چقدر آمارگر درصدد کاهش تعداد متغیرها و روابط میان آنها است مدل‌های پویا تمایل به افزایش تعداد متغیرها دارند. در یک سیستم پویا باید تمامی متغیرهای درون مرز بسته سیستم تعیین شوند. در ضمن اگر چنانچه حلقه بازخورد وجود نداشته مدل دیگر پویا نخواهد بود. یعنی در پویایی سیستم یک مدل وقتی پویا است که حلقه بازخورد حتما وجود داشته باشد. نمودار علت و معلولی در یک سیستم پویا با حلقه بازخورد و تشکیل دوایر بازخوران معنا پیدا می‌کند.

دوایر بازخوران (دوایر علی-معلولی)

طراحی یک مدل پویا با دایره بازخوران

خلاصه و جمع‌بندی

در پرتو چارچوب نظری انتخاب شده برای مطرح کردن مسئله تحقیق است که پرسش آغازی [سوال اصلی تحقیق] صورت قطعی و معنای دقیقش را پیدا خواهد کرد و همچنین مسیری که در آن پاسخی برایش جست وجو خواهد شد، مشخص می گردد. اگر پرسش آغازی از قبل به صورت دقیقی فرمول بندی نشده باشد، انتخاب چارچوب نظری فرصت نهایی برای فرمول بندی صحیح و دادن معنایی خاص و دقیق به آن است که ضمناً هدف غایی تحقیق را نیز مشخص می کند. می توان گفت که انتخاب یک چارچوب نظری برای بیان مساله تحقیق در عین حال عبارت است از تعریف دقیق موضوع تحقیق و انتخاب نگرشی برای بررسی این موضوع.

آنچه در اینجا اهمیت دارد، طرفداری از این یا آن مفهوم نظری نیست، بلکه نشان دادن مقتضیات انتخاب یک چارچوب نظری است و اینکه باید آن را حتماً با بصیرت تمام انتخاب کرد. تنها در این صورت است که محقق آمادگی گسستن از سوابق ذهنی، پی شداوری ها و توهمات روشن بینی را پیدا خواهد کرد. الگوهای تبیینی [چارچوب های نظری] علوم اجتماعی دیدگاه های گوناگونی را ارائه می دهند و هر یک از آنها بینش هایی را عرضه می دارند که دیدگاه های دیگر فاقد آنها هستند، اما [هر کدام از این الگو های تبیینی] جنبه هایی از زندگی اجتماعی را نادیده می گیرند. مدل‌های پویا برای رفع محدودیت‌های مدل‌های آماری ارائه شده‌اند. با این همه باید در نظر داشت بهترین روش برای مدلسازی وجود ندارد.