مبادله رهبر-پیرو

مبادله رهبر-پیرو Leader-Member Exchange, LMX

منبع: ابراهیم هاشمی، مفهوم سازی مبادله رهبر-پیرو در سازمان، نشر الکترونیک پارس پارس مدیر

رهبری فرایندی است که در آن، یک فرد بر گروهی از افراد تاثیر می‌گذارد تا به هدف مشترک برسند (نورتهاوس، ۲۰۰۱). گراین و همکاران رهیافتهای رهبری را به هفت دسته مختلف طبقه بندی کردند که عبارتند از: صفات مشخصه، سبکی، وضعیتی، اقتضایی، مسیر هدف، تحولی و مبادله رهبر-عضو یا LMX.

تئوری مبادله رهبر-عضو که ابتدا توسط گراین و همکاران (۱۹۷۵) مطرح شد بیان می‌کند که یک رهبر الگوی رابطه ای یا مبادله‌ای یگانه و منحصر بفردی را با هر یک از زیردستان ایجاد می کند. فرض اصلی این تئوری این است که رهبران رابطه همگانی یگانه ای را با هر زیردست شکل نمی دهند؛ بلکه در عوض، همان طور که دو گروه در فرایند ایجاد نقشِ متقابل مشارکت می کنند، رهبران روابط جداگانه ای با هر زیردست ایجاد می کند. هر جفت از رهبر- عضو با سطوح بالای اعتماد، دوست داشتن و احترام، رابطه مبادله ای قوی را ایجاد می کنند و فراتر از نیازمندی های قرارداد کاری یا شغلی به یکدیگر کمک می کنند. به عبارت دیگر، کیفیت پایین و ضعیف رابطه فقط منجر به انجام نیازمندی های رسمی قرارداد کاری می شود.

رویکرد مبادله رهبر-پیرو یا رهبر-عضو که برخی اوقات پیوند زوجی عمودی (VDL) نامیده می شود، یک سازه رهبری است که مبانی نظری آن ریشه در نظریه های نقش و مبادله اجتماعی دارد. بر اساس نظریه نقش، انتظارات نقشی یک سرپرست و میزانی که زیردست این انتظارات را برآورده می‌سازد، فضای ارتباطی فرایند مبادله را شکل می‌دهد. بر اساس همین نظریه، گراین و همکاران یک مدل سه مرحله ای برای رویکرد رهبر-عضو را معرفی کردند که شامل نقش پذیری، نقش‌سازی و روزمره کردن نقش است. در مقابل، نظریه مبادله اجتماعی بر مبادله میان آنها توجه دارد و بیان کننده آن است که چطور قدرت و نفوذ در میان مدیران و زیردستان مشروط به قابلیت دسترسی به منابع مبادله‌ای جایگزینی است که رهبران و پیروان می‌توانند از آنها منابع ارزشمندی کسب کنند. بر اساس این نظریه، لیدن و همکاران (۱۹۹۳) ایجاد مبادله رهبر-عضو را به صورت مجموعه‌ای از مراحل توصیف کردند که با تعامل اولیه میان اعضای یک زوج شروع می شود. این تعامل مقدماتی به وسیله توالی مبادلاتی که در آن، افراد یکدیگر را محک زده و احتمال تحقق اجزای ارتباط (اعتماد، احتارم و التزام برای بالا بردن کیفیت مبادلات) را برآورده می‌کنند، دنبال می شود.

در گذشته، نظریه های رهبری براساس ویژگیهای جهانشمول و مشترک (رویکرد صفات مشخصه)، توجه به وظیفه و رابطه (رویکرد سبکی)، بلوغ زیردستان و مقتضیات محیط (رویکردهای وضعیتی، اقتضایی)، نیازهای و انتظارات زیردستان (مسیر- هدف و تحول آفرین) به توصیه نحوه هدایت و ارشاد کارکنان برای اجرای وظایف کاری شان می پرداختند. این رویکردها بر این اصل استوارند که مدیر بر اساس هریک از ملاحظات فوق الذکر، با تمامی زیردستان خود یکسان برخورد. اما رویکرد مبادله رهبر- پیرو یا LMX که نسبتاً ماهیت اقتضایی دارد رابطه رهبر با هر یک از زیردستان خود را منحصر به فرد تلقی کرده و آن را بر مبادلات و تعاملات میان یک رهبر و یک زیردست که زوج نامیده م یشوند، استوار می سازد. در رویکرد مزبور، مدیران با هر یک از کارکنان خود بر اساس سطح متفاوتی از مبادلات اجتماعی رفتار می‌کنند؛ یعنی آنان با همه زیردستان خود یکسان رفتار نمی کنند.

در مجموع می توان بیان کرد که مبادله رهبر-پیرو یا رهبر-عضو نشان دهنده رابطه مدیر با هر یک از زیردستان خود بر اساس مبادلات و تعاملات دوسویه و متقابل است؛ یعنی رفتار هر مدیر با زیردست خود متفاوت بوده و بر اساس اقدامات و کوشش های نقشی و فرا نقشی زیردستان می تواند کم کیفیت یا باکیفیت باشد. این رویکرد، مضامینی از نظریه های: نقش، انتظار و مبادله اجتماعی را به همراه دارد. در نظریه نقش، انتظارات کاری مدیر از کارمند و میزانی که وی این انتظارات را برآورده می سازد، فضای ارتباطی فرایند مبادله را شکل می دهد. نظریه انتظار بر این اساس است که فرد زمانی به اجرای یک رفتار خاص ترغیب می شود که اولاً احتمال دریافت پاداش هست و ثانیاً آن پاداش برای وی با ارزش و مفید باشد. در آخر، بر اساس نظریه مبادله اجتماعی، افراد به دنبال تعادل و موازنه در مراوده های اجتماعی خود با دیگران هستند.


فصل دو و ادبیات پژوهش رهبری سازمانی

فصل دو شامل مبانی نظری و ادبیات پژوهش رهبری سازمانی به صورت فایل ورد همراه با فهرست منابع فارسی و لاتین

10000 تومان – خرید