کدگذاری در تحلیل مضمون

آموزش کدگذاری در تحلیل مضمون

کدگذاری در تحلیل مضمون روشی ساختارمند برای شناسایی مضامین اصلی و فرعی پیرامون پدیده مورد مطالعه است. روش‌های متعددی برای مقوله و مقوله‌بندی کردن در تحقیق کیفی وجود دارد. برخی از این روش‌ها در بحث کدگذاری در تحقیق کیفی ارائه شد. روش‌های کدگذاری در تحلیل مضمون مشابه کدگذاری در تحلیل محتوا است. به‌طور کلی روش واحدی برای کدگذاری در تحقیقات کیفی وجود ندارد. برای نمونه یکی از روش‌های مرسوم استفاده از رویکرد پیشنهادی اترید استرلینگ است. در این مطالعه کوشش شده است تا روش پیشنهادی براون و کلارک تشریح شود.

روش براون و کلارک

براون و کلارک (۲۰۰۶) روشی را برای کدگذاری در تحلیل مضمون ارائه کرده‌اند که با استقبال بسیاری مواجه بوده است. این الگوی پیشنهادی از سه قسمت مرحله، گام و اقدام تشکیل شده است. مراحل سه گانه این الگو عبارتند از:

  • تجزیه و توصیف متن
  • تشریح و تفسیر متن
  • ترکیب و ادغام

تجزیه و توصیف متن خود شامل آشنایی با متن، کدگذاری  ایجاد کدهای اولیه و در نهایت جستجو و شناخت مضامین است. در تشریح و تفسیر متن به ترسیم شبکه مضامین پرداخته می‌شود. در نهایت نیز در مرحله ترکیب و ادغام باید تحلیل شبکه مضامین و تدوین گزارش پرداخته شود. جهت ترسیم شبکه مضامین ابتدا باید مضامین را مرتب کرد. مهم ترین اقدام در این مرحله شناخت مقوله‌های فراگیر، سازمان‌دهنده و مضامین پایه است. اترید استرلینگ کدگذاری در تحلیل مضمون را براساس این سه رکن تشریح کرده است. برای تحلیل شبکه مضامین باید به تعریف و نام‌گذاری مضامین پرداخته شود. در نهایت نیز باید توصیف و توضیح شبکه مضامین ارائه گردد.

روش براون و کلارک

کدگذاری در تحلیل مضمون به روش براون و کلارک

تشریح کدگذاری در تحلیل مضمون

از دیدگاه براون و کلارک قاعده کاملاً مشخصی درباره شناخت مضمون وجود ندارد. اما می توان جهت تعریف و شناخت آن از اصول راهنمای مناسبی استفاده کرد. برخی از آن ها عبارت اند از:

نخست اینکه شناخت مضمون هرگز به معنی صرفاً یافتن نکته جالبی در داده ها نیست، بلکه مستلزم آن است که پژوهشگر مشخص کند در داده ها باید دنبال چه چیزی باشد؟ از چه چیزهایی باید صرف نظر و چگونه باید داده ها را تحلیل و تفسیر کند؟

دو دیگر آنکه واژه «مضمون» به طور ضمنی و تا حدی، مبین «تکرار» است. بنابراین مقوله‌ای که یک بار صرفاً یکبار در متنِ داده ها ظاهر شود نمی توان «مضمون» به حساب آورد. مگر آنکه نقش برجسته و مهمی در تحلیل نهایی داده ها داشته باشد. به طور معمول، تکرار به معنی مشاهده و ظاهر شدن در دو یا چند مورد در متن است.

سوم اینکه مضمون ها باید از یکدیگر متمایز باشد. با وجود اینکه هم پوشانی در میان مضامین تا حدودی اجتناب ناپذیر است اما اگر مرز کاملاً مشخص و تعریف شده ای میان مضامین مختلف وجود نداشته باشد نمی توان درک درستی از تحلیل ها و تفسیرها عرضه کرد.

خلاصه و جمع‌بندی

تحلیل مضمون، طیف گسترده ای از روش ها و فنون را در بر می گیرد. در فرایند تحلیل مضمون با توجه به اهداف و سؤالات تحقیق می توان از روش های تحلیلی مناسب آن استفاده کرد. در این مقاله، روش کاربردی براون کلارک در تحلیل مضمون معرفی گردید. به عقیده براون و کلارک در تحلیل مضمون، در صورتیکه پژوهشگر نخواهد به نظریه کامل برسد، نیازی نیست به اصول نظریه داده‌بنیاد پایبند باشد. ضمن اینکه در نظریه داده‌بنیاد، تحلیل از منبع داده شروع می‌شود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا می‌کند. اما در تحلیل مضمون همه منابع داده، بررسی و مضامین کل داده‌ها، تحلیل و تفسیر می‌شود. کدگذاری در تحلیل مضمون دانشی است که با تمرین و مهارت بیشتر قابل انجام است.

Braun, V., & Clarke, V. (2006). Using thematic analysis in psychology. Qualitative research in psychology, 3(2), 77-101.