روایی و پایایی در تحقیق پدیدارشناسی

آموزش سنجش روایی و پایایی در تحقیق پدیدارشناسی

منبع: روایی و پایایی در تحقیق پدیدارشناسی نوشته آرش حبیبی نشر الکترونیک پارس مدیر

پدیدارشناسی یک روش تحقیق کیفی مبتنی بر پارادایم تفسیری است که برای تحلیل انواع مصاحبه در تحقیق کیفی و کسب دانش از ماهیت پدیده‌ها مورد استفاده قرار می گیرد. این روش در سایت پارس مدیر تشریح شده است اما مانند سایر پژوهش‌های کیفی بررسی روایی و پایایی تحقیق کیفی همیشه برای پژوهشگران از اهمیت برخوردار است. در این نوشتار به تشریح روش سنجش روایی و پایایی در تحقیق پدیدارشناسی تشریح شده است.

معیارهای سنجش روایی و پایایی در تحقیق پدیدارشناسی

کدام معیارها را می توان به عنوان معیار کیفیت یک مطالعه پدیدارشناسی مورد قضاوت قرار داد؟ دسته ای از معیارها را می توان در مورد گامهای اجرای تحقیق و یا شکل اصلی پدیدارشناسی متعالی قرار داد. کرسول معتقد است در خلال بحث درباره روش پدیدارشناسی بیشتر پایایی و روایی آن مغفول واقع شده است، اما پل کینگ هورن به موضوع پایایی و روایی، زمانی که وی بحث می کند که آیا یافته ها معتبر هستند؟ نزدیک شده است.

به زعم کرسول، اعتبار به دقتی که یک ایده به خوبی ایجاد و حمایت شود، مرتبط است. او می پرسد: آیا توصیف ساختاری عمومی، تصویری صحیح در مورد ویژگی های مشترک و ارتباطات ساختاری ارائه می دهد؟ وی ادامه می دهد برای تعیین اعتبار پژوهش پدیدارشناسی پنج پرسش ممکن است، از محقق پرسیده شود.

سوالات سنجش روایی و پایایی تحقیقات پدیدارشناسی

۱. آیا مصاحبه گر بر محتوای ارائه شده از سوی مشارکت کنندگان به نحوی که توصیفات آنان بازتاب واقعی تجربه شان نباشد) اثرگذار بوده است؟

۲. آیا رونویسی محتوای مصاحبه، صحیح صورت گرفته است و آیا شامل معنی کل مصاحبه بوده است؟

٣. در انجام تجزیه و تحلیل رونوشت ها آیا نتایج دیگری غیر از آنچه محقق استخراج نموده و پیشنهاد داده، قابل ردیابی و استخراج است؟

۴. آیا این امکان وجود دارد تا از توصیف ساختاری عمومی به رونوشت ها رسید و به محتوایی خاص و مثال هایی عمومی از تجربه مشارکت کنندگان (روش معکوس) دست یافت؟

.. آیا توصیف ساختاری مربوط به موقعیتی بخصوص است؟ یا مربوط به تجربه ای در یک موقعیت دیگر است؟

استاندارد سنجش کیفیت پدیدارشناسی

استاندارد وضع شده از سوی کرسول برای سنجش کیفیت پدیدارشناسی عبارت است از:

– ایا نویسنده فهمی از اصول فلسفی پدیدارشناسی داشته است؟

. آیا نویسنده پدیده روشن و صریحی برای مطالعه در اختیار دارد؟ یعنی پدیده ای که به شیوه ای دقیق ساختار بندی شده باشد؟

. آیا نویسنده از رویه ای منسجم و سامانمند در تحلیل داده های پدیدارشناسی بهره برده است؟ مانند رویه پیشنهادی موستا کاس؟

– ایا نویسنده جوهره کلی تجربه مشارکت کنندگان را احصاء نموده است؟ آیا این جوهره شامل توصیفی از تجربه و محتوای آنچه رخ داده است، می شود؟

– آیا نویسنده در سرتاسر مطالعه حالت بازتابنده داشته است؟