اثربخشی دوره آموزشی

اثربخشی دوره آموزشی نشان می‌دهد فعالیت‌ها و هزینه‌های انجام شده در زمینه آموزش کارکنان تا چه میزان به اهداف تعیین شده دست پیدا کرده است. آموزش کارکنان یک نیاز و ضرورت غیرقابل کتمان در هر سازمانی است. سازمان‌ها با هر اندازه و هر نوع هدفی که باشند باید در زمینه آموزش سرمایه‌گذاری کنند. بازگشت سرمایه آموزش کارکنان به اثربخشی دوره آموزشی برمی‌گردد.

مدیریت منابع انسانی و قسمت آموزش شرکت با هدف ارتقاء دانش و توسعه مهارت های اجرایی کارکنان، نسبت به نیازسنجی آموزشی، برنامه ریزی و برگزاری دوره‌های آموزشی داخلی یا خارج از سازمان اقدام می کند. طبیعتا از صرف هزینه، اختصاص زمان و منابع دیگر، هدف و منظوری داریم که در خصوص دوره های آموزشی، انتقال محتوای آموزش به محل کار یا همان اثربخشی دوره می‌باشد. برای سنجش این مقوله می‌توان از پرسشنامه اثربخشی دوره آموزشی استفاده کرد.

آموزش کارکنان عبارت از بهبود نظام مند و مستمر شاغلین از نظر دانش‌ها، مهارت‌ها، توانائی‌ها و رفتارهای مورد نیاز شغلی است. برونداد این نظام به رفاه کارکنان کمک می‌کند و شرایط بهتری را برای احراز مقام بالاتر فراهم می‌آورد. از آموزش کارکنان به عنوان یکی از مهمترین کارکردهای مدیریت منابع انسانی تعاریف متفاوتی ارائه شده است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به ارزیابی اثربخشی دوره آموزشی پرداخته می‌شود.

اهمیت اثربخشی دوره آموزشی

سازمانها ناگزیر برای تطبیق با شرایط و نوآوری ها به سوی آموزش و بهسازی نیروی انسانی می پردازند. اما چگونه می توانیم ارزش فعالیتهای آموزش را توجیه کنیم؟ شواهد قابل اطمینان و معتبر در مورد تاثیر آموزش‌های برگزار شده چیست؟ چطور می توانیم پس از برگزاری دوره های آموزشی نتایجی ارایه دهیم که بر بهبود رفتار و عملکرد شرکت کنندگان در جهت پیشرفت و منافع سازمان صحه بگذارد؟ این امر جنبه بسیار مهمی از آموزش است که از آن به عنوان اثربخشی آموزش یاد می کنیم.

جهت آنکه دوره‌های آموزش موفق باشند باید نیازسنجی آموزشی کارکنان به درستی انجام شود. نیازسنجی آموزشی یک عامل حیاتی موفقیت در طراحی برنامه‌های آموزشی است. از سوی دیگر افزایش توانمندسازی کارکنان یک شاخص کلیدی عملکرد در ارزیابی اثربخشی دوره آموزشی است. ایزو ۱۰۰۱۵ یکی از استانداردهایی است که در همین راستا ارائه شده است.

سرمابه گذاری که سازمان‌ها در بودجه آموزش می‌کنند باعث می شود نیاز به نشان دادن ارزش‌های برنامه های آموزشی و بازگشت سرمایه گذاری آموزش نقشی مهم در تداوم سرمایه گذاری داشته باشد. هر جه نحوه ی محاسبه ی ما در نتایج و بازگشت سرمایه دقیق تر باشد میل سازمان به سرمایه گذاری برای آموزش بیشتر می شود. به همین دلیل در سالهای اخیر نرخ بازگشت سرمایه به یک موضوع اصلی برای مدیران تبدیل شده است.

اثربخشی دوره آموزشی براساس الگوی پاتریک

کرک پاتریک به سال ۱۹۵۹ الگویی را برای سنجش اثربخشی دوره آموزشی ارائه کرد. این الگو به عنوان الگویی فراگیره، ساده و عملی برای بسیاری از موقعیت های آموزشی توصیفی شده است. بسیاری از متخصصان به عنوان معیاری در این حوزه از آن استفاده می‌کنند. بیشتر مدل‌های ارزشیابی مشهور براساس الگوی ارزشیابی آموزشی چهار سطحی پاتریک بنا شده‌اند. سطوح اصلی این الگو عبارتند از:

  • واکنش
  • دانش یادگیری
  • رفتار
  • نتایج

منظور از واکنش میزان عکس العملی است که فراگیران به کلیه عوامل موثر در اجرای یک دوره آموزش از خود نشان می دهند. این واکنش را می توان از طریق پرسشنامه و یا روش های معمول دیگر به دست آورد.

یادگیری عبارت است از تعیین میزان فراگیری، مهارت ها، تکنیک ها و حقایقی است که طی دوره آموزشی به شرکت کنندگان آموخته شده و برای آنان روشن گردیده است. می توان ازطریق آموزش های قبل، ضمن و بعد از شرکت در دوره آموزشی به میزان آن پی برد.

منظور از رفتار، چگونگی و میزان تغییراتی است که در رفتار شرکت کنندگان در اثر شرکت در دوره آموزشی حاصل می شود. آن را می توان با ادامه ارزیابی در محیط واقعی کار روشن ساخت.

منظور از نتایج میزان تحقق اهدافی است که به طور مستقیم به سازمان ارتباط دارد. اندازه گیری سطح چهارم بسیار مشکل است و در آن شواهدی از نتایج از قبیل کاهش هزینه، دوباره کاری نسبت جابه جایی یا سوانح و افزایش کیفیت تولیدات، سود و فروش بررسی می شود.

الگوی بازگشت سرمایه آموزشی

جک فیلپس سطح پنجمی را به الگوی ارزشیابی چهارسطحی کرک پاتریک الگوی اضافه کرد. فیلیپس این مدل را الگوی بازگشت سرمایه ROI نامید. در حقیقت این سطح به سنجش میزان بازگشت سرمایه گذاشته شده در برنامه های آموزشی می پردازد. ابعاد این الگو عبارتند از:

  • ارزشیابی و برنامه‌ریزی
  • گردآوری داده‌ها
  • تحلیل داده‌ها

روش بازگشت سرمایه ROI یک روش مالی است. در این روش نتایج مفهمومی، عملکردی و مالی ارزیابی می شوند. نتایج مفهومی مربوط به منافع سازمانی است. مانند نگرش‌ها، رعایت قوانین سازمانی و…. نتایج عملکردی اشاره به کارهایی دارد که قابل اندازه گیری هستند. مانند افزایش کارایی، کاهش اتلاف وقت، کاهش غیبت، کاهش تاخیر، زمان شروع کار و در نهایت نتیج مالی مستقیما مربوط به منافع مالی سازمان می باشد مانند افزایش فروش، افزایش درآمد، کاهش ضایعات و ….

برای تعیین محاسبه نرخ بازگشت سرمایه در مرحله ی اول به شناسایی اهداف و منافعی که باید ارزشیابی شوند می پردازیم این مرحله باید زمانی که دوره های آموزشیمان را طراحی می کنیم تعریف شده باشند. دومین مرحله از مدل بازگشت سرمایه جمع آوری داده ها است.این مرحله شامل تعیین هزینه های برنامه و جمع آوری فیزیکی داده های منافع است. گام سوم و آخر در بازگشت سرمایه شامل ارزیابی داده ها،جمع بندی و گزارش نتایج است. ارزیابی اطلاعات،هزینه ها و منافع را مشخص می سازد.

خلاصه و جمع‌بندی

آموزش ضمن خدمت جوهره اصلی آن در همه سازمان ها و نهادها عبارت است از افزایش کارایی کارکنان و ایجاد سازش با محیط و در نتیجه، افزایش خدمات. آموزش ضمن خدمت چیزی نیست جز تلاش هایی که در جهت ارتقای دانش و آگاهی و مهارت های فنی، حرفه ای و شغلی و نیز استقرار رفتار مطلوب در کارکنان یک موسسه یا سازمان صورت می گیرد و آنان را برای انجام بهینه وظایف و مسئولیتهای شغلی آماده می کند.

اولین تعریف ارزشیابی به نام «رالف تایلر» ثبت شده است . وی ارزشیابی را وسیله ای برای تعیین میزان رسیدن برنامه به هدفهای آموزشی می داند ، تایلر معتقد بود که پیش نیاز یک ارزشیابی دقیق تعیین اهداف کلی و ویژه است و وظیفه ارزشیابی سنجش این موضوع است که آیا اهداف تحقق یافته اند یا خیر.

ارزشیابی آموزشی فرآیند تفسیر نتایج از طریق سنجش اطلاعات برای قضاوت در مورد اهداف کلی آموزش یا میزان موفقیت شرکت کنندگان در دوره آموزشی است. به طور کلی، ارزشیابی آموزشی رویکرد منظم برای جمع‌آوری داده است که به مدیران برای رسیدن به تصمیمات مفید و با ارزش در مورد برنامه آموزش کمک می‌کند.

در مورد ارزیابی اثربخشی دوره آموزشی تعریف جامع و مشخصی وجود ندارد و این به خاطر آن است که فرآیند دستیابی به آن، کار دشواری است. ارزیابی اثر بخشی آموزش یعنی اینکه تا حدودی تعیین کنیم آموزش های انجام شده تا چه حد منجر به ایجاد مهارت های مورد نیاز سازمان به صورت عملی و کاربردی شده است.