مقایسه روش های کیفی

مقاله مقایسه روش‌های کیفی

منبع: مقایسه روش‌های کیفی برگرفته از مقاله تحلیل مضمون نوشته حسن عابدی و همکاران

روش‌های تحقیق کیفی مشابهت‌ها و تفاوت‌هایی با هم دارند که اصول کلی این روش‌ها در مقاله روش تحقیق کیفی و مقاله آموزش  تحلیل کیفی ارائه شده است. هریک از این روش‌ها نیز به صورت جداگانه به کوشش سایت پارس مدیر تهیه و تدوین شده است اما در این آموزش مایل هستم تا مقایسه‌ای بین این روش‌ها برای پژوهشگران مدیریت و علوم اجتماعی ارائه نمایم. این مقایسه براساس مطالعه حسن عابدی تهیه و تنظیم شده است. تمرکز اصلی بر روش‌های تحلیل مضمون، تحلیل محتوا، گرانددتئوری (نظریه داده‌بنیاد) و پدیدارشناسی است.

روش‌های کیفی بسیار متنوع و پیچیده هستند و تفاوت‌های بسیار جزئی و مختصری با هم دارند. تحلیل مضمون را می‌توان یکی از روش‌های بنیادین تحلیل کیفی در نظر گرفت که با سایر روش‌های تحلیل که به دنبال تشریح الگوهای داده‌های کیفی هستند مانند روش تحلیل پدیدار شناسی تفسیری، نظریه داده بنیاد، تحلیل گفتمان و تحلیل محتوا فرق دارد.

دسته‌بندی روش‌های تحقیق کیفی

به طور کلی، روش‌های تحلیل کیفی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: یک دسته، روش هایی هستند که عمدتا از جایگاه نظری یا معرفت شناسی خاصی نشئت می‌گیرند مانند تحلیل محاوره و روش تحقیق پدیدار شناسی تفسیری که به کار‌گیری آنها تنوع نسبتا محدودی دارد؛ برخی از این روش‌ها نیز، مانند نظریه داده بنیاد از چارچوب نظری کلانی بهره می‌برد

دسته دوم، روش هایی است که اساسا مستقل از جایگاه نظری یا معرفت شناسی خاصی هستند و در طیف گسترده‌ای از روش‌های نظری و معرفت شناسی می‌توان از آنها استفاده کرد. تحلیل مضمون در این دسته جای می‌گیرد؛ از این رو، ابزار تحقیقاتی منعطف و مفیدی است که برای تحلیل حجم زیادی از داده‌های پیچیده و مفصل، می‌توان از آن استفاده کرد.

مقایسه روش‌های کیفی با پدیدارشناسی

روش تحلیل پدیدار شناسی تفسیری به دنبال شناخت الگوهایی در داده هاست که در چارچوب نظری قرار می‌گیرند. در معرفت شناسی پدیدار شناختی مرتبط با روش فوق به تجربه اهمیت داده می‌شود. این روش به دنبال شناخت پدیده از طریق درک تجربه واقعی افراد در زندگی روزمره است. را در نظریه داده بنیاد نیز بسیار از مجموعه روش هایی مشابه تحلیل مضمون برای کد گذاری داده‌ها استفاده می‌شود؛ اما تحلیل مضمون به اصول نظریه داده بنیاد (که مستلزم تحلیل جهت رسیدن به نظریه است) پایبند نیست.

به عقیده براون و کلارک (۲۰۰۶) در تحلیل مضمون، در صورتی که پژوهشگر نخواهد به نظریه کامل برسد نیازی ندارد به اصول نظریه داده بنیاد پایبند باشد. ضمن اینکه در نظریه داده بنیاد، تحلیل از منبع داده شروع می‌شود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه می‌یابد؛ ولی در تحلیل مضمون، همه منابع داده، بررسی و مضامین کل داده ها، تحلیل و تفسیر می‌شود.

مقایسه روش‌های کیفی با تحلیل گفتمان

تحلیل گفتمان نیز به طیف وسیعی از تحلیل‌های مبتنی بر الگو اطلاق می‌شود که در معرفت شناسی ساخت گرایی مطرح می‌شود و بر اساس آن، الگوهای جامعه، شناخته می‌شود. تحلیل تجزیه‌ای مضامین نیز الگوهایی را می‌شناسد که در آنها از زبان برای فهم ساختار اجتماعی استفاده می‌شود. این روش‌های مختلف، به جای یک داده خاص، به دنبال مضامین یا الگوهای معینی در کل داده‌ها می‌گردند (مانند مصاحبه شخصی یا مصاحبه‌های مختلفی که با شخص در مورد کاوی و شرح حال نویسی صورت می‌گیرد). بنابر این، چنین روش هایی نیز تا حدودی با تحلیل مضمون هم پوشانی دارند. از آن جا که تحلیل مضمون به روش‌های نظری و فنی خاصی (مانند نظریه داده بنیاد و تحلیل گفتمان) نیاز ندارد، از آن می‌توان به مثابه روش تحلیلی ساده تر و راحت تری در ابتدای تحقیقات کیفی استفاده نمود.

تحلیل گفتمان نیز به طیف وسیعی از تحلیل‌های مبتنی بر الگو اطلاق می‌شود که در معرفت شناسی ساخت گرایی مطرح می‌شود و بر اساس آن، الگوهای جامعه، شناخته می‌شود. تحلیل تجزیه‌ای مضامین نیز الگوهایی را می‌شناسد که در آنها از زبان برای فهم ساختار اجتماعی استفاده می‌شود. این روش‌های مختلف، به جای یک داده خاص، به دنبال مضامین یا الگوهای معینی در کل داده‌ها می‌گردند (مانند مصاحبه شخصی یا تحلیل محتوای مضمونی”، یکی از روش‌های تحلیل محتو است که با تحلیل مضمون در شناخت مضامین مشترک داده ها، مشابهت دارد. اما پژوهشگر بر اساس گفتمان) نیاز ندارد، از آن می‌توان به مثابه روش تحلیلی ساده تر و راحت تری در ابتدای تحقیقات کیفی استفاده نمود.

مقایسه روش‌های کیفی با تحلیل مضمون

تحلیل محتوای مضمونی، یکی از روش‌های تحلیل محتواست که با تحلیل مضمون در شناخت مضامین مشترک داده ها، مشابهت دارد. اما پژوهشگر بر اساس معرفت شناسی عینیت گرا، آن را به کار می‌گیرد. در تحلیل محتوای مضمونی، بر خلاف تحلیل مضمون، از تفسیر در کمترین حد ممکن، استفاده و صرفا از آن برای نامگذاری و گروه بندی مضامین استفاده می‌شود. در تحلیل محتوای مضمونی به احساسات و افکار پژوهشگر درباره مضامین، اعتنایی نمی شود. به همین دلیل، پژوهشگر از هر گونه تفسیر و توضیح معانی مضامین، پرهیز می‌کند و صرفا در بحث نتیجه‌گیری به طور خیلی مختصر، مضامین را توضیح می‌دهد. به طور کلی، تحلیل محتوای مضمونی، بیشتر، تحلیل توصیفی است در حالی که تحلیل مضمون، تحلیل تفسیری است.

3.3 6 رای ها
امتیازدهی به مقاله