نارضایتی شغلی

نارضایتی شغلی Job Dissatisfaction حالتی روانی است که فرد احساس می‌کند شغل مورد تصدی با روحیات و توانمندی‌های او سازگاری ندارد. این نارضایتی می‌تواند از ماهیت شغل، از محیط کاری، فضای حاکم بر سازمان یا خود سازمانی باشد که فرد در آن مشغول کار است.

نارضایتی شغلی تبعات گسترده‌ای دارد که اثرات مخربی دارند. در حالت تهاجمی انواع ناهنجاری سازمانی مانند بدرفتاری سازمانی، قلدری شغلی یا رفتار انحرافی بروز می‌کند. در حالت تدافعی نیز سکوت سازمانی، فرسودگی شغلی و فلات‌ شغلی از جمله آثار نارضایتی از شغل است. نارضایتی می‌تواند منجر به عدم شوق و اشتیاق برای ادامه کار، نا امیدی، بهره‌وری پایین، بدبینی، کار گریزی و حتی نرخ استعفای زیاد شود.

به‌طور کلی نارضایتی نقطه مقابل مفهوم رضایت شغلی است. هر چه رضایت کارکنان از شغل و سازمان بیشتر باشد آثار بهتری دارد، نارضایتی نیز اثری معکوس دارد. این وضعیت آثار و پیامدهای منفی فردی و سازمانی را در پی دارد که نیازمند بررسی بیشتر است. نظر به اهمیت موضوع در این مقاله به تشریح مفهوم نارضایتی شغلی پرداخته شده است.

دلایل ایجاد نارضایتی شغلی

به طور کلی نارضایتی شغلی ممکن است به دلایل زیادی رخ دهد، مانند:

  • حقوق کم
  • عدم امکان رشد کاری و حرفه ای
  • عدم وجود علاقه کاری
  • مدیریت ضعیف
  • عدم دریافت حمایت از سوی مدیر یا رئیس
  • عدم تخصص کافی در کار

نارضایتی شغلی یعنی در محیط کار و یا حین انجام وظایف کاری احساس خوشحالی و رضایت نداشته باشید و بیشتر احساسات منفی سراغ تان آید. عوامل زیادی می تواند منجر به این احساسات  شود. برخی از آن ها به دلیل محیط کاری غیر استاندارد، حجم کار زیاد، حقوق کم و عدم امکان ترفیع و پیشرفت می‌باشد. بدتر از آن پیامدهایی است که در پس نارضایتی شغلی پیش می آید که آثار فردی و سازمانی مخربی دارد. برای سنجش این مقوله از پرسشنامه نارضایتی شغلی استفاده کنید.

آثار نارضایتی شغلی

برای کسب رضایت شغلی و جلوگیری از نارضایتی شغلی باید فرصت هایی را برای خود خلق کنید. از طریق این فرصت‌ها می‌توان نیازهای حرفه‌ای را برطرف کرد. برای مثال وجود فرصت های رشد در محیط کار می تواند کمک زیادی به شما کند.

نارضایتی شغلی می تواند تبعات بسیار بدی داشته باشد که ممکن است هم گریبانگیر کارمند شود و هم کارفرما. یکی از دلایل نارضایتی شغلی حقوق کم بود. وقتی به فردی کمتر از ارزش کاری که انجام می دهد، حقوق تعلق می گیرد، می توانیم بگوییم فرد حقوق کمی دریافت می کند. وقتی هم فردی این احساس را داشته باشد نارضایتی شغلی پدید می آید.

از دید مدیر شرکت کسب رضایت کارمندان از اهمیت زیادی برخوردار است، چرا که اگر کارمندان ناراضی باشند، ممکن است خیلی زود آن شرکت و آن شغل را رها کنند، که این قطعا به ضرر مدیران خواهد بود. اگر هم فرصت رشد شغلی برای کارمندان وجود نداشته باشد، فکر می کنند فقط دارند درجا می زنند و هیچ پیشرفتی نکردند، این موضوع هم می تواند باعث شود کارمندان احساس نا امیدی و بی ارزشی کنند.

مدیران باید حتما این موضوع را در نظر داشته باشند که هر فردی به دنبال رشد و پیشرفت می باشد. برای رسیدن به این هدف این وظیفه مدیران است که نردبان پیشرفت را برای آن ها فراهم کنند. زیرا ممکن است کارمندانی که استعداد انجام کار های بیشتر و تخصصی تر دارند، خیلی زود شغل فعلی شان را رها کنند. یعنی جایی مشغول به کار شوند که به رشد کاری آن ها ارزش داده شود.

راه‌کارهای غلبه بر نارضایتی شغلی

حالا با وجود این دلایل، چطور می توانیم موانع کسب رضایت شغلی را از بین ببریم و بیشتر از شغل مان لذت ببریم؟ ما چند راهکار برای شما داریم. اولین و کاری که می توانید انجام دهید، شناسایی مشکل است. اول باید ببینید چه نیاز های شغلی شما برآورده نشده است. شاید در نگاه اول این کار ساده به نظر آید اما خیلی از افراد واقعا دلیل ناراحتی و نارضایتی خود را نمی دانند! وقتی مشکل را پیدا کنید راحت تر می توانید در صدد رفع آن برآیید.

بعد از آن تمامی آنچه شما را ناراحت و ناراضی می کند را یادداشت کنید و ببینید کدام مشکل را خودتان می توانید حل کنید. گاهی تنها کافی است نظرات و مشکلات خود را به مدیریت ارجاع دهید. در بسیاری از موارد مدیران اطلاعی از عدم رضایت کارمندان شان ندارند. پس بهترین کار صحبت کردن با مدیر و یا رئیس تان می باشد. در برخی از شرکت ها و سازمان ها هم می توانید از بخش منابع انسانی کمک بگیرید.

فرقی نمی‌کند مستقیما با رئیس و مدیرتان صحبت کنید و یا سراغ بخش منابع انسانی بروید. حتما دلایل منطقی برای ابراز نارضایتی خود داشته باشید و مستند صحبت کنید. در نهایت اگر نه خودتان و نه مدیرتان نتواند کاری برای جلب رضایت انجام دهد، دو راه بیشتر پیش رو ندارید. یا شغل خود را ترک کنید و یا از طریق مراجع قانونی اقدام کنید.

خلاصه و نتیجه‌گیری

وقتی نیروی کاری به شغل و کاری که انجام می دهد، علاقه نداشته باشد نارضایتی شغلی پدید می آید. در نتیجه کارمندان احساس شادی و رضایت ندارند و به دنبال وظایفی هستند که به آن ها احساس رضایت و شادی دهد. در این خصوص این دسته از کارمندان می توانند تمایل و علاقه خود را به مدیران ارشد شان ابراز کنند. تا در صورت امکان این فرصت برای آن ها فراهم شود. برخی از کارمندان هم علاقه‌مند به انجام کارهای چالش برانگیز هستند. پس مدیران نیز می‌توانند با شناسایی این افراد فرصت خوبی برای شکوفا سازی استعداد های شان فراهم کنند.

برخی از کارهایی که در آن کارمندان به تنهایی کار می کنند و محیط کاری شان خلوت است نیز می تواند منجر به خستگی و بی حوصلگی کارمندان شود. این دسته از افراد هم بعد از مدتی ممکن است از بهره وری و کارآمدی در کارشان کاسته شود. اما نکته مهم دیگر در ایجاد نارضایتی شغلی، مدیریت ضعیف می باشد. تیم مدیریت علاوه بر کنترل، برنامه ریزی و سامان دهی امور سازمانی، مسئولیت ایجاد انگیزه و انرژی در کارمندان را نیز دارند و یکی از دلایل کلیدی ایجاد نارضایتی شغلی، مدیریت ضعیف می باشد.